X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

اولین روز در خانه

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ساعت 22:00

امروز ساعت 2 نیما را آوردیم خانه

نیما برای داداش مانی ش یک ماشین آبی رنگ خریده بود

مانی با چشم های درشت شده از تعجب به نی نی نگاه می کرد

خانه شلوغ بود و هنوز هم هست

مانی زیر چشمی برادرش را نگاه می کند و احتمالا در تصوراتش فکر می کند این عروسک متعلق به یکی از مهمان هاست

مدام بهانه می گیرد و دقیقه ای از من جدا نمی شود

شب که مهمان ها بروند و صدای گریه های نیما بماند

صبح که بیدار بشود و ببیند نی نی هنوز اینجاست و توی بغل مادرش دارد شیر می خورد احتمالا تازه متوجه داستان خواهد شد .

بدون اینکه نه ماه زحمت بارداری را چشیده باشم

بدون اینکه شکمم را بخیه زده باشند

اندازه چند سال کار هر روزه بی تعطیلی احساس خستگی می کنم

خدا به مهربان صبر بدهد

که البته داده است

همانروز که قول داد بهشتی زیر پایش بگستراند به او صبرش را هم داد .



نظرات (31)
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ساعت 23:16
ای جانم
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ساعت 23:23
سلام..........تبریک فراوان به زیباترین و مهربان ترین دختر اردیبهشت برای هدیه های زیبایی که از بهشت اورده.......تبریک به بابک نازنین مهربان ترین و با احساس ترین بابای دنیا...........از خدای بزرگ برای همه ی این خونواده ی عزیز و خاص سلامتی و خوشبختی ارزومندم.
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ساعت 23:27
این پست خیلییییی خووووب بود خیلیییییی اولین پست چهار نفره خانواده عزیز اسحاقی بهترین هارو از خدا براتون میخوام انشآلله که همیشه دلتون آرام و پر از عشق و محبت باشه کنار جمع چهارنفری شیرین و دوست داشتنیتون

ای جانمم پسری غریبی میکنه هنوز نمیدونه که این آقا داداش گل قراره بهترین دوست زندگیش باشه یادمه یه جا خوانده بودم میگفت رابطه خواهر ها و برادر ها (برادر ها و برادر ها) رابطه غریبیه چون خاطره هایی رو با هم دارن که آدم با هیچ کس دیگه ای نمیتونه داشته باشه خاطره های آیندتون پر از لذت و شادی و شیطونی قشنگای مننننن
مامانم میگفت وقتی داداشم به دنیا اومد من فکر میکردم عروسکه همش میخواستم بغلش کنم البته من همش 14 ماهم بود!!
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ساعت 23:33
الهی مهربان جون عزیز ما هم زود زود زود خستگی ها و کسالت هاشون بر طرف میشه
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ساعت 23:40
الهی عزیزم امیدوارم زوده زود باهاش کنار بیاد
عاقا ما خواهرزاده مان با اختلاف 20 سال وقتی اومد خونه ی ما تا دوره نقاهت خواهرم برطرف بشه بغض داشت خفه ام میکرد ینی به اصطلاح بیست سالم بود ولی....
خدا به مانی صبر بده
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ساعت 23:59
قربان مهربانت بروم که این روزهای سخت و شیرین را تحمل میکند ، چقدر دلم برای هر سه تان تنگ شده ، انشاالله به زودی میبینمتون و بعد از این دلتنگیِ نیما هم افزون خواهد شد. امشب خیلی به یاد تو و محبتهات بودم بابک جان . تصویرت از ذهنم بیرون نمیرفت ، دوستتون دارم .
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 00:22
سلام آقابابک،قدم نو رسیده مبارک. براتون بهترین آرزوها را دارم، امیدوارم که هم نیما و هم مانی در کنار شما و مهربان جون همیشه همگی سالم، پیروز و خوش باشید.
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 00:50
مبارک در مبارکی هم چنان ادامه دارد و خواهد داشت تا 120 سال آینده و مانی جان عزیزم و نیماجان نازنینم زیر پرو بال بهترین پدر و مادر جهان روزها را همچنان مبارک خواهند کرد . بازهم تبریک هزاران بار تبریک به شما و مهربان عزیزم.
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 01:06
فدای دل خسته ات که با همه ی این خستگیها باز اومدی و برامون نوشتی و گفتی و ازحال خودتون باخبرمون کردی...فدای دل تو و مهربان و مانی و نیما جانم....
خدای اطلسیها همواره پشت و پناهتون و برکت الهی شامل حالتون مهربان بابک مون
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 01:27
اخییییی
مانی دیدن داره این روزا
عکس از دوتاییشون بزارین
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 02:04
ای جااااانم
خیلی مبارک باشه
ان شاء الله صالح و سالم و خوش قدم و خوش روزی باشه.
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 05:15
جانممم مانی جان... انشالله که با هم کنار میان دو برادر.
خدا حفظشون کنه.
یادمه برادرم که به دنیا اومد مامان و بابا از طرف اون, دو تا عروسک به من و خواهرم دادند. خیلی برامون شیرین بود.
* یک عکس از دو قند عسل در کنار هم بذارید لطفا.
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 07:26
سلام برادر
تبریک مجدد
این اقا نیما خیلی دوست داشتنیه
برای اینکه صبرتون زیاد شه بر خواندن سوره ولعصر مداومت کنید
غسل صبرهم خوب هست/همان شیوه فقط نیتش صبر بیشتر است
خدا شمارو برای هم حفظ کنه/به نکات مثبت و خوبیها فکرکن برادر
نگران نباش خدا کریمه و کمک میکنه
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 07:36
الااااهی قربون مانی و نیما
تولد مهربان عزیز دلم هم مبارک. الهی که حالش زود زود خوب شه و قبراق و سرحال مامانی کنه برای دوتا گل پسراتون
از خدای بزرگ میخوام که نیما آروم باشه و مهربان خیلی خسته نشه. خودت هم
میبوسمتون
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 08:55
برخوردهای مانی با نیما خودش داستان ها خواهد داشت، ولی نمیدونم چرا ته دلم حس میکنه خیلی عاقلانه رفتار خواهد کرد، حالا شاید بجز دو سه روز اول.
سلام مرا به مهربان جان برسانید، همگی شاد باشید.
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 09:15
حالا باز خوبیش به اینه که مانی دو سالش بیشتر نیست و این دوران تو ذهنش نمی مونه و زودی خودشو وفق می ده
قدم نیمای ناز هم براتون خیر باشه
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 09:46
قدم گذاشتنش به خونه مبارکههههههههه
خداکنه مانی و نیما برای هم دو یار جدا نشدنی باشن. دو دوست، دو پشتیبان
ایشالا مانی گلمون بتونه برادر کوچولوش رو درک کنه و مراقبش باشه.
خدا مواظب هر چهارتاییتون باشه
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 09:48
امیدوارم این خانواده دوست داشتنی تا همیشه خوشبخت و سلامت باشند و به همه آرزوهای کوچیک و بزرگشون برسند....
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 10:34
عزیییییییییز دلمممم
قدمش مباااارک
خیلی خیلی تبریک میگم
الهی بگردم واسه مانی کوچولوووو
آقای اسحاقی خیلی بهتون تبریک میگم. هم به شما و هم خانم محترمتون. خدا خودتون و خانواده چهارنفریتون رو از همه ی گزند ها حفظ کنه.
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 10:49
سلام
قدم نو رسیده مبارک باشه .
زیر سایه ی پدر مادر باشه ایشالا همیشه .
تولد مهربان خانوم هم مبارک باشه .
خداتوان مضاعفش بده جهت دوسختی شیرین همزمان .
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 10:50
:)
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 10:58
احتمالا در تصوراتش فکر می کند این عروسک متعلق به یکی از مهمان هاست...
واقعا هم همینطوره.الان بیشتر فکر میکنه که یه عروسکه.اما مطمئن باشید دوستای خوبی برای هم میشن.
دو برادر که همیشه کنار همند و همه جا بهم کمک میکنن.خدا نگهدارشون باشه ان شاالله
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 13:18
قدم نورسیده مبارک آقا...
الهی که قدمش سرشار از خیر و برکت و سلامتی باشد..
سلام گرم و صمیمانه و تبریکات ما را خدمت مهربان جان برسانید.
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 15:24
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 19:05
بابک خان چه خبرا؟؟؟
چیکار میکنین با بچه ها؟؟؟
مانی جان چطوره؟؟؟
مهربان خوبه؟؟
نیما نی نی چطوره؟؟؟
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 20:03
سلام
خعلی خعلی تبریک تولدشون مبارک
ایشالا همیشه شاد و خوشحال باشید کنار هم چهار نفری
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 20:20
قدم نورسیده مباررررک
کی ما رو با یه عکس از دو تا فرشته کوچولوتون ذوف زده می کنین پس؟
خدا نگهشون داره
خدا زیاد ترشون کنه!
الهییییی
دوستان به من کمک کنید،فقط من اینطوریم یا شما هم شباهت بین عکس نیما کوچولو و این عکس آقا بابک که گذاشته واسه پروفایل رو می بینید؟
خیلی خیلی تبریک می گم اقا بابک
ایشالا که قدمش واسه شما و مهربان خانم عزیز،مبارک باشه و سایه تون همیشه بالا سر پسراتون باشه!
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ساعت 22:24
عکس گل پسرتون رو خواهرم بهم نشون داد مبارک باشه بابک جان
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1394 ساعت 08:33
مانی کوچولو هم به زودی حضور برادرش رو میپذیره.
سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1394 ساعت 20:43
سلام اقای اسحاقی عزیز
قدم نورسیده مبارک
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ساعت 00:50
ناااازی ی ی ی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد