X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بوی آهن

شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 00:42

مثل تمام جمعه های این چند ماه امروز هم سر کار بودم .

می آیم خانه . مانی شروع می کند به ورجه و وورجه کردن

نیما دست و پایش را تند تند تکان می دهد و مهربان هم لبخند می زند .

خسته نباشید می گوید و من هم پیشانی اش را می بوسم .

مهربان می گوید : صورتت بوی آهن میده.


می روم و آبی به دست و صورتم می زنم 

دستها را با دقت با مایع دستشویی می شورم . با اینکه قبل  خروج از کارگاه یکبار دستم را شسته ام آب سیاه رنگی راه می افتد توی روشویی . بعد مچ دستها را تا آرنج مایع می زنم و بعد حسابی کف می کنند و بعد هم دوباره آب می گیرم و روشویی یکهو سیاه می شود . صورتم را حسابی خیس می کنم و بعد با صابون کفی می کنم و آب می کشم و سر و گردنم را هم حسابی می شورم . مهربان راست می گفت . بوی آهن می دهم . بوی قطعات آهنی و قطرات آب صابون صنعتی که طی دوازده ساعت کار به سر و صورت و دستهایم رسوخ کرده است .

نمی دانم مهربان قصد تعریف داشت یا گلایه اما برای یک مرد چه تعریفی از این بهتر می تواند باشد که بوی آهن گرفته باشد ؟



نظرات (34)
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 00:57
خدا قوت... :)
پاسخ:
ارادت
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 02:01
خسته نباشیـد
پاسخ:
ممنون
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 10:11
سلام
تنتون سلامت آقا بابک
خدا همه تون رو واس هم حفظ کنه
کم پیدایید و معلومه حسابی درگیر کار و زندگی
موفق باشید توی کارهاتون و زندگیتون
ارادتمندیم از قدیم تا امروز
پاسخ:
بله مشغله زیاده . ممنون از لطفت
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 12:33
خداقوت آقای اسحاقی
پاسخ:
مرسی عزیز
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 13:43
چطوری مرد آهنی؟؟؟
خدا قوت
پاسخ:
خوبه نگفتی آدم آهنی
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 16:36
خدا قوت
پاسخ:
مرسی
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 17:39
سلام؛
خسته نباشی مرد...
پاسخ:
ارادت
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 18:15
خدا قوت مرد خونواده ، من که هم رشته ای شما هستم و هیچ مشکلی با بوی تراشه و آب صابون ماشین ندارم ، اصن بوی کارگاه بوی زندگیه ، معلومه دلسوز کاری که خودت پای دستگاه وایمیسی ، خدا نیرو بهت بده رفیق
پاسخ:
ممنون آهو جان
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 18:45
والا این تعریف قدیمی بود که میگفتن رو شونه مرد که بزنی باید خاک بلند شه....آخه مگه همه مردا با خاک سرو کار دارن؟
تعریف؟؟؟؟مگه بوی آهن خوبه
بچه که بودم بوی بابام رو میگفتم بوی شوری حالا نمیدونم چرا.... بعد شده بوی آفتاب بعد شد بوی کار
به هر حال خسته نباشید بوی تلاش برای خانواده بهتر باشه
پاسخ:
مرسی
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 22:53
حموم میکردید خب!
پاسخ:
چشم
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 12:06
چی بهتر از اینکه خسته از تلاش برای نون حلال بیای خونه و بوی آهن و کار و زحمت بدی؟ تنت سالم
پاسخ:
ممنون سمیرا جان
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 14:30
خدا قوت آقای اسحاقی عزیز
پاسخ:
قربان شما
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 15:36
خدا قوت مهندس ...

سلام
پاسخ:
ممنون محمد مهدی جان
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 15:37
عزیزززم ایشالا همیشه تنت سالم باشه برادر
پاسخ:
قربانت آباجی
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 20:05
نخسته و خداقوت بابک عزیزم....مرد آهنی وبلاگستان
پاسخ:
ارادت سهیلا خانوم
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 22:31
به نظرم تعریف بود. مثل اینکه میگن مرد رو که میزنی روی شونه اش باید خاک بلند بشه. حتما استعاره از اینه که باید کلی کار کنه. به شددددددت خسته نباشی و امیدوارم همیشششششه کار و کاسبی خوب باشه و مشغولِ زندگی کردن...
پاسخ:
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 22:37
بعدشممممم چشم ما روشننننننن
ایشالا همیشه چنین موضوعات دلنشینی به ذهنت برسه و برای ما بنویسی
پاسخ:
چشم تلاشم رو میکنم
دوشنبه 2 شهریور 1394 ساعت 00:53
اعالی گفتی، ینی واقعا چه تعریفی بهتر از این
پاسخ:
ممنونم دوستم
دوشنبه 2 شهریور 1394 ساعت 12:57
خدا قوت!
پاسخ:
سپاس
چهارشنبه 4 شهریور 1394 ساعت 15:58
خدا قوت
پاسخ:
ممنون
شنبه 7 شهریور 1394 ساعت 20:36
ای جان الهی که همیشه تنتون سالم باشه پدر عزیز
پاسخ:
ممنون نورا جان
شنبه 7 شهریور 1394 ساعت 21:58
خدا قوت
ولی چرا حموم نرفتیدددد
خودم و میذارم جای مهربان شوهرم با همچین وضعی نره حموم سکته می کنم!!! ای ول مهربان41698
پاسخ:
یکشنبه 8 شهریور 1394 ساعت 11:22
بوی کار بوی آهن بوی مرد بودن
پاسخ:
ممنون
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 05:59
خسته نباشید :گل
پاسخ:
سپاس
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 17:18
امروز بعد مدت ها با دیدن آقایی که چهره شون شبیه شما بود یاد وبلاگ شما افتادم
تبریک عرض میکنم ورود نیمای عزیز رو به جمع خانواده ی دوست داشتنیتون
انشالله همیشه شاد و تندرست باشید
پاسخ:
ممنون دوست خوبم
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 19:54
پاسخ:
سه‌شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 22:23
بابک جان خسته نباشی
پاسخ:
قربانت
چهارشنبه 11 شهریور 1394 ساعت 00:52
مرد باس بو آهن بده، اصلا مردی که بو آهن نده مرد نیست خسته نباشید
پاسخ:
ممنون
جمعه 13 شهریور 1394 ساعت 21:45
سلام
بقول ندا جون ،حموم میکردین خوب...
ولی خداییش خوب توصیف کردین که چه آب سیاهی راه انداختین توی روشویی.
بوسه ی روی پیشونی مهربان بانو رو هم نوش جون تون.
از قلم تون خوشم می یاد. چند روزیه میخونم تون.
راستی داشتم آهنگی از کامکارها رو توی گوگل سرچ میکردم که هولم داد اینجا و خوشحالم از این تصادف.
سایه تون بالا سر جمع خوشبخت خونواده تون،مستدام و روزهای شاد و شیرین همراه همیشگی لحظه های باهم بودن تون...
پاسخ:
ممنون شادی عزیز . منم خوشحالم از آشناییتون و اون اهنگ کامکار ها هم احتمالا وره یارم بوده . آهنگ مورد علاقه منه
شنبه 14 شهریور 1394 ساعت 07:48
قصدش تعریف بوده. حتما
همینطوری الکی گفتم بروم یک سری به خانهء بابک بزنم. چقدر خوشحالم که اینکار رو کردم.
تنت سالم. کانون خانوادهء قشنگت گرم گرم گرم
پاسخ:
ممنون پروین خانوم عزیز
یکشنبه 15 شهریور 1394 ساعت 09:16
خدا قوت
ان شاالله تنتون سالم باشه همیشه
پاسخ:
مرسی
یکشنبه 15 شهریور 1394 ساعت 14:07
چه اسطوره ای... آهنین.... مممممم
خدا قوت . خوبی داداش بابک؟
پاسخ:
سپاس رها بانوی جان
پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 ساعت 21:40
آهن عیب نداره بو حلبی نگیرین ی موقع
پاسخ:
هررر
جمعه 20 شهریور 1394 ساعت 00:32
با خوندن پستت همان عطر از مشامم گذشت که چند سال پیش موقع خواندن یک پست دیگرت .?آن موقع هنوز پدر نشده بودی . قبل از رفتن به مهمانی مهربان دستانش را گذاشته بود روی صورتت و گفته بود عطر افتر شیوت را دوست دارد و شما دانسته بودی که بعد از این اگر بگوید صورتت را اصلاح کنی جور دیگری حرفش به دلت خواهد نشست .
سلام و خسته نباشید آقای پدر
پاسخ:
ممنون تی تی جان
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد