X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

سالل تحویل

شنبه 12 دی 1394 ساعت 07:00
ساعت   ۱۱:۴۰  شب است و من هنوز کارگاه هستم . کار باید روز شنبه تحویل شود و حسابی از پروژه عقبم . چند دقیقه قبل یکی از ابزارها هم شکست و این وقت شب و فردا جمعه هم جایی باز نیست تا تعمیرش کنم . ابزار مربوطه که شکست آه از نهادم بلند شد انگار کمرم شکسته باشد . نشستم زمین و غصه خوردم . الان و در این ساعت از شبانه روز من در اقلیتی دردناک قرار دارم . اقلیتی به راستی دردناک .شاید دردمند واژه مناسب تری باشد اما من دردناک را ترجیح می دهم چون حسم را بهتر توصیف می کند . حس یک آدم جدا افتاده از آن شش میلیارد نفری که الان خوشحال کنار درخت کریسمس دارند  سال نویشان را جشن می گیرند . کاش بابا نوئل واقعا وجود داشت و صبح که بیدار می شدم  یک هولدر چپ ۲۰ با الماس قایقی آلومینیوم بر  توی جورابم گذاشته بود .
نظرات (2)
شنبه 12 دی 1394 ساعت 13:09
پس بابا نوئل باید اول یه دوره آشنایی کامل با ابزار کار رو بگذرونه ... فکر نکنم به عید امسال برسه!
پاسخ:
به اینجاش فکر نکرده بودم خداییش
شنبه 12 دی 1394 ساعت 13:34
منم گاهی آرزو میکنم که ای کاش بابانوئل واقعا وجود داشت
اما من ازش پول و کادو و این چیزها نمیخوام. ای کاش وجود داشت و برای من شانس و اقبال خوش می آورد.
پاسخ:
ایشالا که عمو نوروز برات شانس بیاره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد