X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تفنگ دستته

جمعه 18 دی 1394 ساعت 23:59

توی فیلم آژانس شیشه ای یک پیرمردی هست  به نام مش غفور . گویا سرایدار آژانس باشه . پرویز پرستویی بهش میگه :مشتی کلیدا رو بده من . 

پیرمرد خیلی ساده است . متوجه وضعیت نیست . نمیفهمه که همه گروگان یه نفر اسلحه به دست هستند . نمیفهمه که صاحب آژانس با همه رئیس بودنش اختیاری از خودش نداره . حتی با وجود ترسش به فکر جونش هم نیست . به فکر وظیفه  شه .  بر میگرده و میگه : نمیشه .مسئولیتی داره

رئیس آژانس با عصبانیت اشاره میکنه که کلید رو بده به آقا 

پرویز پرستویی دلش به حال پیرمرد میسوزه و با لبخند میپرسه : از من میترسی مشتی ؟

پیرمرد تازه اینجا به خودش میاد و میگه : نه نمیترسم . چرا بترسم ؟ خب معلومه که می ترسم . تفنگ دستته .


خیلی این دیالوگش رو دوست دارم .

نظرات (1)
سه‌شنبه 31 فروردین 1395 ساعت 16:01
آژانس شیشه ای پر از خاطره است.همه دیالوگاش قشنکه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد