X
تبلیغات
نماشا
رایتل

نعمتی به نام آلزایمر

دوشنبه 14 تیر 1395 ساعت 04:12

پشت صحنه فیلم جدایی نادر از سیمین ، آنجایی که پیمان معادی توی حمام پدر بیمارش را( که از پا افتاده و آلزایمر دارد ) می شوید نسبت به صحنه اصلی فیلم تاثیرگذار تر و دردناک تر است. 

فرهادی کات که داد رفت سمت معادی و همدیگر را بغل کردند و هر دو زار زار گریستند . گریه ای که فیلم نبود ، اکت نداشت ،  اگزجره نمی کردند . جفتشان یکجایی توی پستوی خاطراتشان یک درد و بغضی بود که حالا پشت صحنه این پلان ، درست وقتی که دوربین ها خاموش شده بود و صدا ضبط نمی شد ، سر باز کرده بود و بیرون می پاشید .

 

معمولا مانی و نیما را خودم حمام می برم . شاید لذتبخش ترین وظیفه پدرانه ای باشد که بلدم .نیما هنوز بلد نیست به اختیار ،پلکهایش را ببندد . وقتی سرش را می شورم و آب می رود داخل چشمهایش  انگار که آینه های توی چشمهایش دو برابر می شوند . کمی هول می شود . یک حالتی بین ترس و بغض . بغلش می کنم . تصدقش می روم . ناز و نوازش میکنم . تا اینکه آرام‌ می شود  از امنیت آغوش من‌ لبخند می زند که واقعا لحظات ناب و شیرینیست . 

اما وقتی که او را حوله می پیچم و به مامان تحویل می دهم  . وقتی در حمام بسته می شود و تنها می شوم ترس برم می دارد نکند یکروز انقدر پیر بشوم که مثل الان نیما برای حمام کردن نیاز به کمک داشته باشم .

نکند انقدر از پا افتاده باشم که وقتی جایم را کثیف میکنم نیما بیاید مرا بشوید ، آب بکشد و مثل پیمان معادی زار زار گریه کند . 

دست آخر هم به این نتیجه می رسم که آلزایمر برای آدمهایی که روپا و سالم و سرزنده نمی میرند و انقدر عمرشان به دنیاست که اختیار خودشان را هم ندارند نه تنها عذاب نیست بلکه شاید بهترین هدیه خداوند باشد .


نظرات (5)
دوشنبه 14 تیر 1395 ساعت 09:43
عالی بود و خیلی غمگین، ایشالا همیشه سرپا باشین و هیچ وقت محتاج کسی نشید،
آره خیلی خوبه آدم یادش بره چه ناراحتی و بدبختی و چند دقیقه قبل کشیده، درضمن خیلی از بیمارای آلزایمری شیرین زبون میشن و اونقدر اتفاقای گذشته رو مو به مو تغریف میکنن که همصحبتی باهاشون یه لذت خاصی داره.
پاسخ:
درسته اکثرا توی خاطرات شیرین گذشته غوطه ور هستن
دوشنبه 14 تیر 1395 ساعت 11:51
سلام،
من از این می ترسم که اگه یک روز پدر و مادرم به این روز افتادن و به من احتیاج داشتن. من یادم بره که چه کارهایی برام انجام دادن و هر کجای مسیر زندگیم هستم انتخاب به اشتباه کس یا چیز دیگری به غیر از پدر و مادرم باشد.
پاسخ:
ایشالا که همیشه صحیح و سلامت باشند . ترس ترسناکیه انصافا
دوشنبه 14 تیر 1395 ساعت 21:25
خیلی ممنون که دوباره شروع کردید به نوشتن
پاسخ:
ارادت الهام عزیز
سه‌شنبه 15 تیر 1395 ساعت 15:23
ان شاالله که سالم و سلامت باشید و در پیری هم نیازمند فرزند نباشید.
پاسخ:
مرسی
پنج‌شنبه 14 مرداد 1395 ساعت 12:26
. . . .
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد