ممنونم که باز هم مثل همیشه محبت داشتید و کمک کردید تا خاطره ای تازه بسازیم .
امیدوارم توی اینروزهای سخت خداوند به سفره های همتون برکت بده
بیاید به حق همین سفره های ساده و مقدس دعا کنیم که خداوند هیچ انسانی رو برای معیشت و گذران زندگی و سیر کردن شکم خانواده اش محتاج و گرفتار نکنه ...
+ عکس پست ٬ سفره افطار شیرزاد و مریم در ماه رمضان پارسال است . برای شادی روح شیرمرد بلاگستان دعا بفرمایید .
++ این پست تقدیم میشه به یسنا ی عزیز
بیش از این منتظرتون نمیذارم . برای مشاهده عکس ها تشریف ببرید ادامه مطلب ...
شماره ۱:
سفره افطار محمد جعفری نژاد و روناک بانو
-
شماره ۲:
سفره افطار آبجی نرگس و آقا رادین
-
شماره ۳:
سفره افطار اردیبهشتی
-
شماره ۵:
سفره افطار امیرحسین
-
شماره ۶:
سفره افطار آوا
-
سفره افطار پروین خانوم
-
شماره ۱۱:
سفره افطار پری
-
شماره ۱۴:
سفره افطار رعنا
-
سفره افطار رها ( مشق سکوت )
-
سفره افطار رها
-
سفره افطار زینب
-
شماره ۱۸:
سفره افطار سایلنت
-
شماره ۲۱:
-
این سفره ساده افطاری روی چمن های پارک لاله انداخته شده است ...
شماره ۲۲:
سفره افطار طودی
-
سفره افطار فاطمه ( شمیم یار )
-
شماره ۲۵:
سفره افطار فرزانه
-
شماره ۲۶:
سفره افطار کاسپر
-
سفره افطار کودک فهیم
-
پر واضحه که ایشون در حال شیرجه روی زولبیا بامیه به قصد روزه خواری هستند نه افطار
شماره ۲۸:
سفره افطار گلابتون بانو
-
شماره ۲۹:
سفره افطار گیل دختر
-
سفره افطار مامان ناهید
-
شماره۳۲:
سفره افطار متولد ماه تیر
-
شماره ۳۵:
سفره افطار مریم
-
شماره ۳۶:
سفره افطار ممو
-
سفره افطار مهناز
-
شماره ۳۹:
سفره افطار نضال
-
شماره ۴۲:
سفره افطار یسنا
-
شماره ۴۳:
سفره افطار یلدا نگار
-
این گل پسر آقا صدراست . برادرزاده یلدا
سفره افطار فرشته
-
شماره ۴۶:
سفره افطار مریم خانوم
-
شماره ۴۷:
سفره افطار پریسا خانوم و گل پسرش
-
سفره افطار چپ دست
شماره ۴۹:
سفره افطار تیراژه
-
پارک نهج البلاغه افطار ۱۲مرداد ۹۱
شماره ۵۰:
سفره افطار میترا
-
شماره ۵۱ :
سفره افطار بال و پر سوخته :
-
باز هم ممنونم از دوستانی که زحمت کشیدند و عکس فرستادند .
احیانا اگر آدرس وبلاگ شما اشتباهی لینک شده است اطلاع بدهید تا اصلاح کنم ...
و در آخر
تولدت مبارک سیندرلا
دست قنادیش درد نکنه البته
از کامنت قبلم جا موند
در طول عمرم یکبار اول شدم.
جا داره از خانواده ام تشکر کنم که مشوق اصلی من بودند
سفره آوا و سفره پروین خانومو خیلی دوس دارم ... پروین خانوم اون که کنار آشه الویه ست ؟ شله زردتون خیلی خوشرنگه ... وای دلم خواست ...
پری خانوم شما شمالی هستید ؟ روی سفره تون رشته خشکار هست که فقط تو گیلان درست می کنند ...
که منم خیلی دوس دارم ...
پیتزای امیر حسین چقدر با مزه ست ...
ای جاااااااااانم...
بازهم همون حال و هوای پارسال... یه بغض عجیب...
دست همگی درد نکنه...
بابک خان دستت طلا...
من سفره صالی رو خیلی دوس دارم
مرسی رها
خوشحالم که شرکت کردی
دستت درد نکنه خواهر
خسته نباشی بابک جان...خیلی خوب بود..
دست همگی درد نکنه..
دست شما هم درد نکنه
میگما آقای اسحاقی مثل اینکه خیلی تشنه تون بوده ها ... چه ماگ بزرگی ...
گیل دختر جان
هر آدمی هم ۱۸ ساعت آب نخوره تشنه اش میشه
چه برسه به من
امیییییییییییییییییییییییییییییرر حسین..من کی بیام خونتون؟؟ هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...
آبروی ما رو جلوی این اصفهونیا نبر
واسه یه پیتزا می خوای بری اصفهان ؟
چار برابر باهات حساب می کنه
سلام
خسته نباشید قربانتان شوم
ممنون ، هزار بار
دست شما درد نکنه
خیلی خیلی سلام برسونید به روناک بانوی عزیز
بعضی از سفره ها برام باز نشد ... از جمله سفره خودم ...
فکر می کنم یه بار دیگه باید رفرش کنید
مشکل از سرعت نت باید باشه فکر کنم
با من بودید فرشته خانم؟!!!
صداتون قطع و وصل میشه
سفره مامان ناهید چه مفصل و دوست داشتنیه ... همه جور تمهیدی هم دیده شده توش ... قشنگ نشون میده کار یه کدبانویه...
من به نیابت از ایشون تشکر می کنم
وای من از اون دلمه های مرضیه خانوم میخوام ...
کلا من هر چی کهس فره های بیشتری برام باز میشه هی اشتهام بیشتر باز میشه ... نمیتووووووووووووونم دل بکنم از این سفره ها ...
خیلی قشنگ گ گ گ بودن همه ی سفره ها ....
دست همه درد نکنه ه ه ه ..
دست شما درد نکنه بابک خان
آقا بابک اون عاطفه خانوم عاطی ِ خودمون هستن
آدرس وبلاگشون :
www-blogfa.blogsky.com
توی ایمیل ادرس نذاشته بود
شما مطمئنی که عاطیه ؟
اتفاقا صدا خیلیم خوبه...از قضا هفته دیگه هم دارم میام اصفهان...
گفته باشم...اگه میخوای در بری یه فکری بکن...
فرشته جان، امیرحسین شخصا منو هم دعوت کرده. یه قرار بزار باهم بریم خونشون

اگه تنهایی چرا از هرچی دوتا بشقاب قاشق بود؟"ایکون گیر دادن:دی" اگه هم دوتایین که چرا من فک میکردم گفتی تنهایی؟؟؟؟؟"ایکون حرف ساختن سهوی واسه مردم"
البته بعدش خونه ی بقیه ی دوستان هم به نوبت میریم که به دلشون نیاد
بابک خان دست شما و دوستان و پزندگان و خورندگان و بینندگان و شنودگان و همه درد نکنه
دست منصوره هم درد نکنه واقعن
راستی آوا ،بوگو ببینم تو یه بار تو چت روم نگفتی تنهایی؟
به نظرم این مورد باید بررسی بشه
یک مقدار بوداره قضیه
چرا از هرچی دوتا بشقاب قاشق بود؟
هلااااااااااااااااااااک جمله بندیمم. اون "هرچی"اضافیه. بله
آآآآآآه آخه این عکسای خوشمزه چیه اینجا می ذارید؟ نمی گید یک مادر باردار با دیدنشون بیچاره می شه؟ آخه من اینجا با 9 ماه بار!! تک و تنها توی این شب غریب! از کجا زولبیا بامیه و خرما و سبزی خوردن تازه و آش بیارم آخه؟!!! هی باید حسرت بخورم برم عکس بعدی!
.
شوخی کردم، بسیاااااار لذت بردم از دیدن این عکسا و خیلی منتظر رونمایی شون بودم، دست همه بچه ها درد نکنه که توی این بازی شرکت کردن و ما رو هم به فیض بصری رسوندن و یک تشکر ویژه دارم خدمت بابک خان با اینهمه زحمتی که کشیدن برای جمع کردن و گذاشتن این عکسا و اینکه همیشه با این بازی ها دوستان رو دور هم جمع می کنن، خیلی جو صمیمی وبلاگتون رو دوست دارم
روزه های همه تون هم قبول باشه ما رو هم موقع سحر و افطار دعا کنید.
اولا که الهی من بمیرم واسه مامان امی که هوس زولبیا کرده
ثانیا این همه شما از آکسفورد و انگلیس عکس میندازی دل ما آب میشه اشکال نداره ؟
این به اون در
سلام و عرض ادب خدمت آقای اسحاقی عزیز و دوستان گل گلاب:)
این سفره ها اینقده خوشگلن که اولا من دهنم آب افتاد دلم به تاپ تاپ افتاد بعدشم دلم واسه سفره ی طفلکی خوابگاهیمون کباااااب شد:دی
واقعا ممنونم از آقای اسحاقی به خاطر این کار قشنگ
راستی عکس سفره کاسپر خیلی هنری بود.
ممنون بلادونا
باورت میشه من حسرت یه دونه از همون سفره های ساده دوره دانشجویی رو دارم ؟
قدرش رو بدونید
بهترین دورانه به خدا
بابک بابت اون جوابی که به هاله دادی و اشک منو در آوردی این وقت شب..اولین فرصتی که دیدمت بدون توجه به محرم نامحرمی یه کتک مفصل میخوری...
خیلی کلنگی...خیلی..
همچین گفتی محرم نامحرم فکر کردم می خوای ماچم کنی
عیب نداره خواهر
زدن که محرم نامحرم نمی خواد
وای چقد سفره ها قشنگه.
بقول یکی از دوستان:
آخ دهنم آب افتاد
دلم به تاف تاف افتاد
تاپ تاپ البته
خسته نباشید واقعا کار وقت گیر اما قشنگی انجام دادید
کاش منم فرستاده بودم(آیکون یک عدد فروغ خیلی پشیمان)!
ممنون فروغ جان
ایشالا دفعه بعد
دم تو و بچه ها گرم
سفره ها عالی بودن ... سراسر معنویت
طاعات همه قبول
قربونت مملی
راستی این اهنگی که داره پلی میشه چقدر قشنگه و چقدر به این پست و اون هدر میاد
یه جوری دلگیره اما از اون دلگیری هایی که دوستش داری!
اولاً که خدا نکنه ثانیاً آخه عکس آکسفورد رو شما مقایسه می کنید با زولبیا و آش رشته و حال و هوای دم افطار؟! نه خدایی اصلاً قابل مقایسه هستن با هم؟!
اصلا قابل مقایسه نیست
خداییش آکسفورد بهتره
گیل دختر عزیز بله من رشتی هستم...
جاتون خالی. تشریف بیارید اینجا در خدمت باشیم.
من الآن بالاخره رسیدم و سفره ها رو دیدم. چقدر همه قشنگند. کلی سوال دارم ایشالا فردا میپرسم. مثل اینکه اون سبزها کنار دیس ماکارونی توی سفرهء مهناز عزیز چی بودند؟ و ...... الآن باید برم به بقیهء کارهام برسم برای مهمونی افطارم :(
:دی
اما عجالتا فقط بگم که الهی قربون مامان ناهید بشم با این سفرهء باصفاشون. الهی همیشه تنشون سالم باشه و در کنار بابای خوبت ماههای رمضان زیادی رو با سلامتی و دلخوشی پشت سر بگذارند.
و در ضمن چرا من فکر کرده بودم نوشته بودید محسن و مریمترین هم سفره اشون رو گذاشته اند؟
ممنون پروین خانوم
بابک خان
جوابی که به هاله دادید دل آدم رو خون میکنه
همیشه سایه تون رو سر عزیزانتون و ما
خدا حفظتون کنه
امابا همه ی اینها
آرزوی عجیب و قشنگیه ..
زنده باشی برادر
ممنون
هوای آرزوی منو داشته باشید
مطمئنا از این سفره ها معجزه دور نیست ...
همه سفره ها یه حس خوب دارن ...
چقدر عکس سفره کاسپر فوق العاده اس ...
ممنون سارا
ممنون از این کار که کردید
برا من که خیلی جالب بود
عکس جناب آقای کاسپر واقعا فوق العاده بود
قربان شما وظیفه بود
daram axaro negah mikonam, asan havasam nist, delam par keshide sare in sofrehai ke azashin mojeze dor nist... dostam mige hoi havasat hast ye pakat sigar keshidi??????????/ delam onjast, havasam, ehsasam, boghzam va doaye kheiram.. doayee zolali ke kheli deltangi dare.. leleee lleeeleeee leeeleeeeee
ای جان
محسن نور بالا می زند
واقعا الان فقط باید سکوت کنم......
سکوت کنمو گوش بدمو .....ببینمو اشک بریزم......
واقعا نمیدونم چی بگم.....
از ته ته دل ممنونم بابت تمام زحمتایی که میکشین جناب اسحاقی......
خدا شما ومهربان بانو رو برای هم نگه داره انشاا...
جوابی که به هاله دادین.......
به دلم نشست....یه حسو حال خوبی داشت.....
بازم میگم....هیچ وقت نمیگم صدو بیست سال زنده باشین....میگم ایشالا هرچقدر که خدا بهتون عمر داده.....پر برکت وبا عزت باشه.......
قربان شما نضال بانوی عزیز
woooooooooow
اینجا چه خبره.
دست گل همتون درد نکنه واقعا دوستان همتون گل کاشتین.
مرسی بابک خان از شم که بازم این همه زحمت کشیدین.ا و این که خیلی ممنونم که تبریک گفتین بهم.
من خیلی زیاد دیر رسیدم امشب کار داشتم و اومدم سورپرایز شدم.
دلم شاد شد.
دلتون همیشه شاد ایشالا
چقدر این سفره ها همه اشون قشنگند. چقدر تو بعضی هاشون سادگی و صفا و صمیمیت موج میزنه. الهی برکت این سفره ها برای صاحبانشون هزاربرابر بشه.
حالا سوالهایی که برام مطرح شدند: (این رو هم بگم که الآن حدودا 45 دقیقه به افطار مونده و من خسته و گشنه منتظرم که مهمانهایم از راه برسند. ققط حالم را از تماشای این سفره های رنگارنگ تصور کنید)
میترا جان، این که وسط سفره ات است آش است یا سوپ سرد؟ قیافه اش خیلی هوس انگیزه.
تیراژه جان، عزیزم چرا انقدر پنیر و خرما و سبزی و همه چیز رو ظرف ظرف کرده ای؟ میدونی چقدر ظرف برات جمع میشه آخر کار؟ :*****
سوپ یا آش سفرهء مریم خانم هم خیلی قشنگه. ما یک آش محلی داریم (مال دولاب) که بهش میگیم دمپخت بلغور. خیلی خوشمزه است. این شکل اونه.
من از ته دیگهای سفرهء هاله میخواااام
وای ماکارونی مهناز خانوم. عالی است. من سالهاست ماکارونی ای که دم میکنیم نخورده ام. نوش جانشان
به به به سفرهء شیک و همه چیز تمام ممو خانوم. الآن فهمیدم چرا آقای جعفری نژاد دنبالش بودند انقدر!
دلمه های مرضیه خانم ... اون نون مشهدی ها ......
ای خدا.... چراغ فتیله ای متولد تیرماه. چقدر نوستالژیک و قشنگه. مامان بزرگ من یکی از اینها داشت. یادش بخیر
و ..... و مامان ناهید عزیز. که فقط باید یک ساعت نشست و به هنر دستشان چشم دوخت.
سالاد لیموترش خیلی خوش قیافه است. رفت جزو غذاهایی که باید حتما درست کنم.
عکس آقا؟ خانم کاسپر به درد تیزرهای تبلیغاتی میخوره. چقدر قشنگ و خوش رنگ و روست.
سفرهئ سیندرلای عزیز هم خیلی قشنگ و برازنده است. نوش جونتون
سوچ سفرهء زینب هم دوست داشتم بدونم چی است. اونها قطعات سیب زمینی اند؟
رها خانوم مهندسند؟ چقدر چیدمان سفره اشون مهندسانه است!
دل آرام جانم هم که خدای سلیقه. و چه عکس قشنگی از این سفرهء قشنگ
من الآن انقدر به آقای پورامینی حسودی ام شد که اینجا افطار میکنند. عالی ....
در جواب یکی از دوستان، بله عزیزم. تو سفرهئ من سالاد الویه است.
بازیگوش جان، اون ساندویچ ها چی اند؟ چقدر هوس انگیزند.
سفرهء مهربان عزیز خوش سلیقه هم که دگه ایولا داره.
و بقیهء دوستان
دست همه اتون درد نکنه.
و دست بابک عزیز
دست شما هم درد نکنه که انقدر دقیق دیدید این سفره ها رو
پروین بانو جانم
من هیچ نقشی در اون سفره نداشتم جز "خورنده"!!!
یعنی من فقط مهمان بودم
نه در چیدمان سفره و نه در هیچ چیز دیگری نقش نداشتم.
این افطاری (جای شما و همه ی دوستان خالی) یک دورهمی دوستانه ی وبلاگی بود که در یکی از پارک های تهران برگزار شد و من به دعوت بهروز عزیز در کنار دوستان بودم
و این عکسی که میبینید فقط یک سوم اون سفره است و به خاطرموقعیت مکانی نمیشد عکس کاملتری داشته باشیم..
نماز و روزه تون قبول باشه پروین بانو
ینی من ساعت 7 صب بیدار شدم ب عشق این که بیام سفره هارو ببینم:ایکس س س س س س
عالی ی ی ی بووووووووووووووووووووووووووووووود!!!
همراه آهنگ !!!!!!!!!!!!
خیلی خوشالم که شرکت کردم!(من عاطفه خانومم!!!یادم رفت اسممو بنویسم!!!!:( .)
نماز روزه های همه قبول باشه و سفره ها با برکت!:گل
مرسی
تولد سیندرلای عزیز هم مبارک:گل ل ل ل ل
---------------
راستی من یه ظرف خرما هم داشتم که پشت پارچ دووغه:))
مرسی عاطی عزیز که شرکت کردی
آقا بابک خسته نباشید، کار خیلی پرزحمتیه، اما خیلی حس خوبی به آدم میده
نماز روزتون قبول باشه
ممنون از همه ی بچه ها
امیدوارم سفره هاتون همیشه پربرکت باشه
ممنون رها
ما چون تو سفرمون نون و بوفلمون با مرغ بود نخواستم بذارم ریا بشه.
خالی نبند طالاقونی
بچه ها دقت کردین بین پنجاه تا سفره فقط سفره شماره ۳۰ مرغ سر سفره اش هست ؟
لیمو ترش جان ! شماره حساب بدم یه کمک مالی ما به ما بکنی ؟
مایه دار ! مرغ خور مرفه بی درد
سلام
مرسی از تو اخوی
مرسی برای فرصتی که به من دادی
مرسی برای لذتی که بهم بخشیدی
وامیدوارم شاد تندرست وخنده بر لب باشی
با صداقتی عمیق تقدیم به شما :
بگیر قطره ام
اما مخور برادر جان
که من در این رمضان
قوت ِ غالبم غم بود ...
از : مهدی اخوان ثالث
ودیگر هیچ !
ممنون
زیبا بود
با تشکر فراوان از آقا باباک واسه زحمت فراوانی که برای چیدمان و تنظیم این صفحه کشیدن و کلا برای راه انداختن این بازی کشیدن.
علت جمع شدن این همه آدم که همگی یک دل و یک نوا، برای رضای خدا روزه گرفتن و با گرفتن یک عکس از سفره پر برکتشون هم دیگه رو به افطار دعوت کردن نشان از لطف خداوند به این جمع هستش که خواسته قدرت عشق و محبت رو به رخ ماها بکشه.
ممنون آقای مهندس عزیز
مرسی که شرکت کردید
سلام فراوان به عیال برسونید
من یک خصوصی فرستادم!باشد که پیگیری کنید:دی
بابک خان من همه ش داشتم بشقابارو می شمردم!!ببینم کدوم خانواده از ما بیشتره!!!
ولی متاسفانه کسایی از خونواده ما بیشتر بوودن که مهموون داشتن:))))))
اوههههههههههههه!ما که از همه زودتر عکس فرستادیم رفتیم آون آخر ماخرا!!
بر اساس حروف الفباست تقریبا ممو
مرسی تیراژه جانم
عاطی جان، چرا متاسفانه خانومم؟ اینکه خیلی خوبه. مخصوصا تو این دوره که جمع های خانوادگی انقدر نادرند.
ما اگر دخترم و پسر بزرگم هم بودند میشدیم 5 نفر. یکی از شما کمتر. متاسفانه!!
الآن رفتم ایمیلهام رو چک کنم. دوتا جوک توی این ایمیلهای فله ای برام اومده بود که بی ربط به بحث چندتا کامنت بالاتر و این دوست ثروتمندمون آبلیمو نبود! اینجا مینویسمشون:
نمیخوام پز بدم،
تحقیرتون کنم،
سرکوفت بزنم،
یا اینکه مایهداریمو به رختون بکشم،
ولی جاتون خالی الان یه نیمرو خوردم با نون سنکگ...
قدیما یکی چشم میخورد واسش تخممرغ میشکستن، الان یکی تخممرغ میخوره چشمش می زنن!!!
انگار چاره ای ندارم. باید این بار هم زحمت رفتن به طبقهء بعدی رو من بکشم. دیگه دوستی و مرام و معرفت رو برای این موقع ها درست کرده اند دیگه ....