جوگیریات

جوگیریات

بابک اسحاقی
جوگیریات

جوگیریات

بابک اسحاقی

ورود ممنوع

خیلی سال پیش تلوزیون یک برنامه ای نشان می داد که جواد یحیوی مجری آن بود .

برنامه یک دوربین مخفی بود ولی صرفا برای خنده و سرگرمی ساخته نشده بود و بار آموزشی هم داشت . مثلا یک گدایی را نشانده بودند زیر صندوق صدقات و با افرادی که به گدا پول می دادند مصاحبه می کردند که چرا وقتی صندوق صدقات هست به گدا کمک می کنی ؟

هرچند من با انداختن پول در صندوق هم موافق نیستم اما برنامه جالب و آموزنده ای بود .

در یکی دیگر از قسمت های این برنامه پسر بچه ای بود که سیگار دستش گرفته بود و از مردمی که سیگار دستشان بود درخواست فندک و کبریت می کرد و عکس العمل مردم را ضبط می کرد وقتی سیگار را دست بچه کوچک می دیدند .

یادم هست که در یکی از بخش های این برنامه ، در خانه ای باز بود و دوربین مخفی از آدم هایی که توی خانه سرک می کشیدند فیلم می گرفت و بعد هم مصاحبه و ....

از طرف می پرسیدند : آیا نگاه کردن به داخل خانه مردم کار درستی است ؟ آیا اگر در خانه شما باز باشد دوست دارید مردم از سر کنجکاوی به داخل خانه شما سرک بکشند ؟

و اکثریت هم با کمال شرمندگی عذرخواهی می کردند .





.





هنوز تاثیر آن بخش از دوربین مخفی در ذهن و روانم هست و هر وقت از جلوی در خانه ای رد

می شوم که درش باز است یاد آن برنامه می افتم . بحث نگاه به نامحرم و اینها نیست . قبول دارم که نگاه کردن از سر کنجکاوی یک عکس العمل غریزی و شاید ناخودآگاه باشد اما رعایت حریم شخصی دیگران مقوله ای جداست و ارتباطی هم به دین و مذهب ندارد و شاید عجیب باشد که که این اصل در جوامعی که از نظر ما بی دین و بی اعتقاد هستند بسیار بهتر از مملکت اسلامی ما رواج دارد و رعایت می شود .


ما باید خودمان را تربیت کنیم . فضولی با کنجکاوی فرق دارد . ما باید گاهی اوقات جلوی کنجکاویمان را بگیریم . وقتی کنجکاوی ما حریم شخصی و خصوصی دیگران را بشکند ، زشت و ناپسند و رذالت بار است .

دنیای پیشرفته امروز امکان دسترسی به دارایی های مادی و معنوی دیگران را سهل و آسان کرده است و گاهی سهل انگاری خودمان و اکثر اوقات فضولی و زیاده خواهی دیگران باعث می شود افرادی بر خلاف میل ما ، وارد حریم مان بشوند .

ما باید یاد بگیریم هر انسانی برای خودش حریم دارد .

پدر و مادری که بی اجازه وارد اتاق بچه هایشان می شوند .

برادری که دفتر خاطرات خواهرش را بدون اجازه می خواند .

زن و مردی که اسمسهای همسرشان را مخفیانه چک می کنند .

کسی که بی اجازه عکس های شخصی دوستانش را دید می زند و ....


ربطی ندارد که آدمها چقدر به هم نزدیک و با هم صمیمی باشند . وقتی به حریم همدیگر بدون اطلاع و اجازه تجاوز کنیم با دزدی که جیب دیگران را می زند یا جنایتکاری که به تن و جسم و مال دیگران تعرض می کند فرق چندانی نداریم .



حتما برایتان پیش آمده که دوستی از شما خواهش کند که فلش مموری اش را به کامپیوترتان وصل کنید و برایش فایلی بریزید . با باز کردن فلش می بینید تعدادی عکس خانوادگی در آن هست که شدیدا برای دیدنش کنجکاو می شوید یا اینکه دوستتان موبایلش را روی میز گذاشته و چند دقیقه بیرون می رود . دیدن فیلم ها و عکس و اسمسهای شخصی او بسیار وسوسه انگیزند .

درست مثل در باز همان خانه که خدمتتان عرض کردم .


اینجور وقتها بد نیست یادمان بیفتد که این شرایط ممکن است برای خودمان هم پیش بیاید .

بد نیست تصور کنیم که یکنفر آن بالا با دوربین مخفی دارد تماشایمان می کند .


ای کاش با دیگران همانطور رفتار کنیم که دوست داریم دیگران با ما رفتار کنند .


به خدا اگر توی زندگی ، همین یک اصل را رعایت کنیم دنیا گلستان می شود .



نظرات 41 + ارسال نظر
پیمان اسحاقی شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 00:34 http://ruzayeman.blogsky.com

یکی از خصلت هایه خوبم همینه و شاید خودتم بدونی که از بچگی همه بهم اطمینان میکنن و به خاطر همین رمز ایمیل بیشتر دوستامو دارم و حتی توی مموری جست و جو گرم هم هست ولی هیچوقت نگاه نکردم فقط وقتی بهم اجازه میدن نگاه میکنم.
حتی 2 بار واسم پیش اومده که رفتم کافی نت و نفر قبلیم که دختر هم بود صفحه یاهو شو یادش رفت ببنده!! من براش بستم.
یکی از خصلت هایه خوبم همینه

کرم دندون شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 00:49

آه ...
و متعاقبا : ...

فرشته شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 01:01 http://houdsa.blogfa.com

کاش همه عمل میکردن به این اصل...
نصفه شبی خواب نداری آدمو یاد کرده نکرده هاش میندازی اسحاقی؟

تیراژه شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 01:12 http://tirajehnote.blogfa.com

لایک به فرشته
عذاب وجدان عمیقی پیچید توی دلم
و در ذهنم شیرینی زندگی در مدینه ی فاضله ای که تویش هرکس به حریم دیگری احترام میگذارد.. به حریم شخصی اش.. به حریم آبرویش..به حریم احترامش... و به هر چیز دیگری..

تیراژه شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 01:26 http://tirajehnote.blogfa.com

راستی..یک لبخند هم به این پستت بدهکارم..
شاید بعدا بهت گفتم چرا..شاید هم نه..

کرم دندون شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 01:33

ما وقتی برای خودمون حرمت قائل باشیم، به حریم شخصی کسی وارد نمی شیم ...
مشکل اینجاست ما خودمونو ارزش نمی ذاریم و خودناشناسیم!!!
کاش بیشتر خودمونو دوست داشتیم و حرمت روح و جسم خودمون نگه میداشتیم .
اما آه...
ما داده هایی به چشم دل گوش و ذهنمون میدیم که جز خود فراموشی و درگیری ذهنی برامون سوغاتی به ارمغان نمیارن!!! در حقیقت ما با ورود به حرم امن یه شخص دیگه به خودمون خیانت میکنیم و به خودمون زخمه می زنیم!!!


سحر شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 01:39

دقیقا این برنامه رو یادمه و هر وقت از جلوی یه خونه رد میشم که درش بازه بدون استثنا یاد همون دوربین مخفی میفتم سعی میکنم جلوی کنجکاوی یا فضولی خودمو بگیرم

پی کامنت نوشت: همیشه فکر میکردم اون برنامه رو کسی به جز من ندیده !!!

میم مثل من شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 01:43 http://mona166.blogfa.com

یادمه بچه که بودم...مامانم خیلی رو این قضیه حساس بود.و توی خیابون یا کوچه اگه یه در باز بود فورا بهم تذکر میداد که نگا نکنم...بچه بودم دیگه...ولی هنوز که هنوزه توی ذهنم مونده این تذکرای مامان.و هیچوقت همچین کاری رو نکردم و انشالا نمیکنم...

کرم دندون شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 02:26

تولد تیراژه بانو مبارکمون"من وعشیره"
خوب آرام و شاد باشی دختر پر مهر بهشتی" اردی-بهشتی"

ثنا شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 02:28

احسنت.بسیار مفید و اموزشی

بخصوص برای دوجمله اخر

که یکیش مضمون یک حدیثه که میگه: آنچه برای هود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

احسان شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 05:30 http://e-web.blogfa.com

سلام! من وبلاگ شمارو لینک کردم، خوش حال میشم اگه شما هم وبلاگ منو با نام خاطرات احسان لینک کنید!

سمیرا شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 08:04 http://nahavand.persianblog.ir

تاجایی که بتونم سعی میکنم تو حریم شخصی دیگران وارد نشم اما خب آدمها همیشه موفق نیستند توی این خویشتن داری...کاش همه مون بتونیم کمک کنیم توی درست شدن دنیا...راستی خود شما تاحالا تو گوشی مهربان سرک نکشیدی؟

محمد مهدی شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 08:23 http://mmbazari.blogfa.com



سلام

تاول ناسور را مرهم کجاست؟؟؟

تاول زده بر رخساز انسانیت مان و غبار سیاه خودبینی و خودخواهی بر آئینه زندگیمان مانع افشای حقیقت وجودمان گشته است ...

حالا حالاها باید کار کنیم ...کار فرهنگی ...

خانوم میم شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 08:53 http://mrsmim.blogfa.com

الان عذاب وجدان گرفتم!
چن وخت پیش دوستم منو خونشون تنها گذاشت و رفت جایی به کارش برسه و برگرده و من تموم فایلای شخصی کامپیوترشو زیر و رو کردم...
میدونستم بیاد ناراحت نمیشه.
اما خب الان خیلی حس بدی پیدا کردم.چون اگه خودم بودم ناراحت میشدم...

مریم شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 09:23 http://mmrad.blogfa.com

اصن یه چی میگید ... کاش می شد

بعد حراست یه آقایی داره که یه برنامه نصب کرده رو سیستم اش که دسک تاپ بقیه رو دید بزنه...کاملا با این هدف و نه چیز دیگری .... بعد کسی نمی دونه
بعد من واقعا متاسف می شم

امیدوارم ... امیدوارم یه روز درست بشه

خدیجه زائر شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 10:09 http://480209.persianblog.ir


باهات موافقم زیاد........

نینا شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 10:20 http://taleghani.persianblog.ir/

اااااااااا اینایی که توفرودگاه ادمو میگردن چه ادمای.... هستن.
یعنی همچین به ادم دست میکشن که...

بابک اسحاقی شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 10:28

شما پایین طالاقونیا مگه هواپیما هم سوار میشید ؟

سرزمین آفتاب شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 10:45

بعضی ها تصور می کنن که اگه رمز موبایل دوستشون رو حفظ کنن و بعدآ سر فرصت توی اون موبایل رو شخم بزنن لابد خیلی آدم باهوشی هستن
نخیر
رسما اسم این افراد" بی تربیت "می باشد

ما این نقص تربیت رو در خانواده ها باید جستجو کنیم
به قول خودت پدر و مادری که بدون اجازه وارد اتاق بچه شون می شن علنا دارن فرهنگ فضولی رو توی روح و مغز فرزندشون نهادینه می کنن

ماجراهای مریمی شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 10:47 http://merrymiriam.persianblog.ir/

راستش من اصلا فضول نیستم. این یک خصلت رو ندارم شکر خدا. به نظرم این آدما فقط خودشون رو مدیون می‌کنن چون مسلما اون آدم راضی نیست دیگران گوشی یا وسایل‌ش رو بگردن!

ف رزانه شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 11:06

یکی از چیزایی که خیلی آزارم میده دیدن همین سرک کشیدن توی کار این و اونه...

اونایی که وقتی با تلفن حرف میزنی گوششونو تیز میکنن

وقتی اس ام اس مینویسی زیر چشمی نگاه میکنن

وقتی در کیفتو باز میکنی نگاه میکنن ببینن چی توشه و چی برمیداری

فایلهای شخصیتو نگاه میکنن و...

حالا اینارو درحضور خود شخص انجام میدن وای به اون روزی که خودت نباشی و یه چیزی پیششون جا گذاشته باشی

حالا اینا هیچ اونا که وقتی در خونه ای بازه توشو نگاه میکنن دوسدارم برم انگشت تو چششون کنم،چشاشونو درآرم بزارم کف دستشون بگم حالا نگاه کن

این دسته از مردم مملکت اسلامی ما نه به توصیه های دین عمل میکنن و نه مثل این جوامع بی دین و کافر و مشرک! انسانیت به خرج میدن و حریم قائل میشن واسه دیگران

سمیرا شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 11:12 http://nahavand.persianblog.ir

ضمنا اضافه کن اونایی که وقتی میان تو اطاقت اول مانیتورتو دید میزنن!!!!

باغبان شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 11:19 http://laleabbasi.blogfa.com

منم همیشه از جلوی خونه ای رد بشم و درش باز باشه یاد همون دوربین مخفی می افتم! (یادم نیست کی دیدم محصل بودم یا ... چه فرقی می کنه منم دقیقا همون قسمت صندوق و در خونه یادمه)
اگر هم کسی همرام باشه و از سر کنجکاوی نگاه کنه ناراحت می شم
سر کلاس زبانمون هم یه بار همچین بحثی شد که اگه موبایل یکی پیشتون جا بمونه شما چیکار می کنین
خیلی وقتها پیش اومده با حس کنجکاویم جنگیدم این باعث شده توی جمع ها احساس غریبگی کنم می دونین وقتی می بینین همه دارن سر از زندگیه همدیگه در میارن همه کلی سوال درمورد زندگی این و اون توی ذهنشون چرخ می خوره و به زبون میارن و میرن دنبالش یکی که یه عمر جنگیده با این حسها گاهی شکست خوره گاهی از پیروزیه خودش سرمست شده معذب میشه توی جمع
می دونین احساس می کنم اگه یکی توی این دنیا زیادی مبادی اخلاق باشه تنها می مونه خیلی تنها...

یادگار شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 11:19

این حرف شما مصداق مدینه فاضله است کهدوروبرماوجود نداره چندوقته بیش توکوچه ما دعوا شده بود که کار به110رسید مامور 110اول بجای رسیدگی بدعوا بدون اجازه وارد یکی از خونه هاشد ما هم همینطور هاج وواج داشتیم نگاه میکر دیم انگار نه انگار که این وسط دو نفر دارن خودشونو میکشن جناب مامور بدازاینکه کارشو تموم کرد ابی زد به دستو صورتش تازه اومد ببینه چه خبره/جای دوربین مخفیش خالی بود

Mr PACT شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 11:50 http://misaghetanha.blogsky.com

منم اون برنامه و همین بخش باز بودن در خونه ها یادمه و دقیقا هروقت از جلوی دری که بازه رد میشم یادم میاد!
خیلی حرف های خوبی زدید ولی کو گوش شنوا...

صوری شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 13:27 http://soorii.blogfa.com/

سلام
اسمش فکر کنم ما و ما بود

عسل شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 13:54 http://rozegar65.blogfa.com/

سلام بابک خان. مث همیشه پست تلنگری. خیلی خیلی خوشحالم که میتونم با افتخار بگم که من این خصلت خوب رو دارم. تا اونجا که پسورد ایمیل و حتی رمز حساب بانکی و از این دست اطلاعات شخصی دوستامو دارم (برای مواقعی که اورژانسی بوده دادن بم) و هیچ وقت وسوسه برای چک کردنشون نمیشم. اینجوریه که آدما بهم اعتماد میکنن.

خواننده خاموش شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 15:39

من تو کل زندگیم فقط از دو دسته از آدما متنفر هستم که یه دسته شون آدمهای فضولن
خیلی ها تو کارم فضولی کردن و میکنن خیلی ها تو حریم خصوصیم سرک کشیدن و میکشن ، یکی با خوندن دفتر خاطراتم ، یکی با زیر و رو کردن اطلاعات کامپیوترم ، یکی با دیدن محتویات کیفم ، یکی با ورود به اتاقم بدون در زدن ، یکی حتی با زل زدن طولانی به صورتم و لباسام ، یکی با آنالیز کردن شخصیتم از روی اطلاعات کم و ناقصی که از طریق سرک کشیدن به حریم خصوصیم به دست اورده و توزیع نتایج غلط آنالیزش به دیگران و ....
چیزی که من روز به روز بیشتر از روزای قبل دارم از کمبودش تو خانواده ام تو فامیلم و داخل شهرم رنج می برم پایین اومدن میزان امنیته ، هر چقدر کمیت و کیفیت فضولی ها بالاتر بره میزان امنیت و اعتماد آدما به همدیگه پایینتر میاد
این زخمی که من از طرف دیگران خوردم باعث شده که تمام سعی ام رو بکنم تا به هیچ وجه آدم فضولی نباشم : وقتی می بینم در خونه ای بازه به هیچ وجه داخل خونه رو نگاه نمیکنم ، اطلاعات شخصی و نتایج کنکور یکی از اقوام روی سیستم منه ولی با گذشت 9 ماه از وجود چنین اطلاعاتی در سیستمم حتی وسوسه نشدم که برم بهشون سر بزنم و بخونمشون . خواهر زاده ای هم دارم که حتی پسورد ایمیلشو بهم داده اما من به هیچ وجه ایمیلشو چک نمیکنم مثال از این دست فراوون دارم و دلایل همه این اعتمادهای خانواده و اقوام اینه که به همشون ثابت شده اصلا فضول نیستم نخواستم از خودم تعریف کنم فقط میخواستم بگم این زخم فضولی مردم روی من اونقدر عمیق بود که باعث شد خودم هیچ وقت فضول نباشم

مشق سکوت - رها شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 16:12 http://mashghesokoo.blogfa.com

هرچقدر یاد بگیریم تمرکزمون رو خودمون و رفتارمون بیشتر باشه، ازاین خصلت ها دورتر میشیم
خداروشکر این خصلت رو ندارم یا اگرم وقتی برام پیش بیاد، کاملا کنترلش میکنم

اردی شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 16:25

وای حالم بد شد
میدونید چرا ؟
یه روز دوربینم رو دادم به یکی که بهش اعتماد داشتم تا از یه جلسه ای که توش بودیم عکس بندازه
یادم رفت ازش بگیرم
وقتی برگشتم دیدم دوربینم هست و آوردم خونه
توی خونه دیدم شارژش خالی شده
در صورتی که شارژش پر بود
و مگه یه عکس گرفتن چقد شارژ مصرف میکنه ؟
به احتمال خیلی خیلی زیاد اونی که من خیلی بهش اعتماد داشتم نشسته عکسا و فیلمای دوربینم رو توی زمان زیادی که داشته دیده !
نمیدونید تا چند روز چقد حالم بود ...
یه بی حواسی ( که دوربینم رو در اختیار یکی دیگه گذاشتم در صورتی که خودم بالا سرش نبودم ) تا چن وقت ذهنم رو مشغول کرد !
و البته اعتمادم رو از بین برد !

حالا یه بار دیگه فلشم رو داده بودم به دوستم
فکر میکردم خالی ش کردم و جز مطالبی که لازمه چیزی توش نیست
مسیج داد که عکسای خونوادگی ت توشه ، ببینمش ؟
گفتم لطفا الان نه ، بعدا خودم نشونت میدم !
گفت اوکی !
و من لذت بردم از اینکه چنین دوست با اخلاقی دارم که حتی توی خلوت خودش و امکانی که داشت و با وجود حس کنجکاویش اجازه گرفت ازم !

اردی شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 16:31

انگار نمیشه برای تیراژه کامنت گذاشت
با اجازه اینجا تولدش رو تبریک میگم
تولدت مبارک تیراژه جان

نینا شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 17:14 http://taleghani.persianblog.ir/

درسته ار پشت کوه اومدیم ولی با هواپیما اومدیم

شما بالاطالاقانیا رو هم دیدم با چی اومدین

نینا شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 17:15 http://taleghani.persianblog.ir/

میگم آقای اسحاقی بیا یه صندلی داغ بزار ببین دوستان چه میکنن

مریم شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 17:17 http://www.najvaye-tanhai.blogsky.com

آنچه را برای خودت می پسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه که برای خودت نمی پسندی برای دیگران مپسند
مولا علی علیه السلام

یه جایی خووندم که نوشته بود:
این مکان مجهز به دوربین مدار بسته نمی باشد
زیرا دوربین خدا قوی تر از همۀ دوربین های دنیاست

خواننده خاموش شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 17:50

فکر نمیکنم بین شما کسی باشه که مثل من از دست آدم فضول ضربه خورده باشه
کار این نزدیک و آشنای شدیدا فضول من به جایی رسید که ایمیلم رو هک کرد.میدونین برای چی ... برای فضولی ...یاهو ، وبلاگ و ...
البته از روی آی پی ش فهمیدم خودشه.اونموقع هر کاری کردم اعتراف نکرد به این عمل زشتش.گرچه خیلی بعدها اعتراف کرد که کار اون بوده ولی چه فایده
تا مدتها به همه بشدت بدبین بودم و هنوزم متاسفانه این احساس رو دارم...حس خیلی بدیه خیییییییییییلی بد

آقای اسحاقی پستتون نمکی بود روی زخم
"ای کاش با دیگران همانطور رفتار کنیم که دوست داریم دیگران با ما رفتار کنند" لایک شدید

سارا شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 18:40 http://haleman.blogsky.com

خوب بود!خیلی

کودک فهیم شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 20:13 http://the-nox.blogfa.com

اسحاقی جان،
تو سوییچ سالی رو بده به من به جان خودم من اگر به محتویات ماشین کاری داشته باشم.

مهرناز شنبه 21 اردیبهشت 1392 ساعت 23:08

اه اره ها من با این که سنم خیلی کم بود اون موقع ولی قسمت در خونه بازو یادمه ولی خداییش اینکه ادم بدون دیگران چه طوری زندگی میکنن خیلی حال میده وای من که سوژه ی این دوربین مخفیم مثلا تو ماشینم از در یه خونه باز رد میشم اینقدر حال میده میبینم اونا حیاطشون چه شکلیه یه بارم سگ خال دار تو یکی از حیاطا دیدم کلی ذوق کردم یا یه بار از دوست که خیلی با هم جور بودیم و از هم دور شده بودیم یه مدت دفترچه یاداشتشو گرفتم به هوای کارای مدرسه ولی رفتم همه جاشو دیدم ولی خب اصلا تعقیر نکرده بود همون بود که بود هه خیلی نوشتم واقعا حو صله داری بخونی!

"من" یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ساعت 01:29 http://yekmanedigar.blogfa.com/

ما ایرانی های عزیز اسما مسلملنیم اما رسما نه! ببخشید که نا امیدتون کردیم!

[ بدون نام ] یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ساعت 16:50

عالی بود

[ بدون نام ] چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ساعت 13:26

منم هر موقع از کنار در باز ی خونه رد می شم یاد اون دوربین مخفیه می افتم

فکر می کردم فقط من از این صحنه ها یادم می مونه

کلی هم ذوق کرده بودم ک بلخره ی دوربین مخفی ب درد بخور پیدا شد ک بخواد ی چیزی یاد ملت بده. ن بترسوندشون یا مسخره شون کنه. ک من مطمئنم اگه همچین دوربین مخفی ای سراغم بیاد (حیف ک زورم نمی رسه وگرنه) می زنم له و پهشون می کنم!



واقعا اگه این ی اصل آخری ک گفتی رعایت بشه دنیا گلستان می شه گلستان شدنی!
کی می شه اون روزو ببینیم؟!
تا خودمون نخوایم نمی شه!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد