ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
- سلام آقا
- سلام علیکم
- ببخشید من زیاد گل ها رو نمیشناسم .
- اشکال نداره من کمکتون می کنم .
- راستش روم نمیشه . میترسم بپرسم مسخره ام کنید .
- چه اشکالی داره ؟ هرکسی یه تخصصی داره . بگو چی لازم داری؟
- هفت تا شاخه گل شب بو
- چی ؟ گل شب بو ؟ هررررررر
- چرا می خندید ؟
- ببخشید .آخه ... بیا یه کاری کنیم . گل رو برای کی می خواین ؟
- برای دوستم
- دوستت دختره یا پسر؟
- پسر
- برای تولده ؟ یا مراسم ازدواجه ؟ یا خدای نکرده ترحیمه ؟ چیه ؟
- تولدشه
- خیلی خب . من برات یه دسته گل خوشگل درست می کنم که هم قیمتش مناسب باشه و هم دهن دوستت باز بمونه .
- آخه من گل شب بو می خوام . دوستم عاشق گل شب بوئه
- پسرم گل شب بو رو که نمیفروشن . بوته است توی باغه نه توی گل فروشی
- یعنی گلدونش هم نیست ؟
- نه آقا . نیست ...
- خب پس گل رز می برم . هفت تا شاخه گل رز
- نمی خوام دخالت کنم ولی گل های قشنگ تری هم هست که اگه می
خوای دوستت
رو خوشحال کنی ...
- نه رز می برم .
- چه رنگی ؟ زرد ؟ سفید ؟ آبی ؟
- قرمز ... فقط رز قرمز . هفت تا شاخه رز قرمز
- حالا چرا هفت تا ؟
- آخه دوستم عین خودم عاشق عدد هفته
-تو چی ببندمش ؟ پوست یا کاغذ؟
- پوست چیه ؟
- لیف خرما منظورمه
- لازم نیست ببندین . همینجوی می برم .
- ببخشید من بازم دخالت می کنم ولی چون گفتید که با گلها
آشنایی ندارید
فکر می کنم گل به عنوان هدیه تولد همینطوری زیاد قشنگ نباشه .درست کردنش
وقت زیادی نمی بره . به خاطر خودتون میگم یه دسته گل خیلی خوشگل تر و
باکلاس تر از چند تا شاخه همینجوریه . یه وقت تیغ میره توی دست دوستتون
دلخور میشه ها
- نه آقا نیازی نیست . این گلها رو می خوام بذارم روی سنگ
مزارش
تولدت مبارک شیرزاد عزیز
+ رادیو جوگیریات/بوی ماه مهر / امشب / ساعت 22:22 / همینجا
خدا رحمتشون کنه...
همین چند روز پیش داشتم در موردش با تیراژه حرف می زدم...
اصلا نمی دونستم چند روز دیگه اش تولدشه...
میلادت شاد باش شیرزاد جان.
روحت در شادی و آرامش ابدی.دل عزیزانت در شادی و آرامش.
غریق نور و رحمت باشن
دو سه ماه پیش که با میلاد رفته بودیم بهشت زهرا وقتی نوشته های روی خانه اش را میخواندم داشتم فکر میکردم به روزهایی که همه مدام به یادش بودند..هر جا میرفتیم یادی بود و آهی.. اما خب، میگویند خاک سرد است..فکر میکردم تا کی برایش در وبلاگها پست گذاشته میشود..تا کی جز یادی در ذهن، برایش متن بلند بالایی هم نوشته میشود..
بحث نوشتن یا ننوشتن نیست..حالا فکر میکنم _جدا از یاداوری های چند وقت یکبار در ذهن_ تا وقتی تو هستی و وبلاگت بر قرار است، شیرزاد هم در کنار مریمش و عزیزانش و دوستانش، به اندازه ی مخاطب هایت هم مهمان دارد.
ممنون بابک که اینجا معنای مانا بودن ها را هم در کنار باقی مسائل برای مخاطب یاداوری میکنی..که خوبی ها میماند ..که رفاقت ها برقرار است.. حتی اگر رفیقی را چندماه بیشتر نباشد که بشناسی...حتی اگر یکی دوبار بیشتر ندیده باشی..که بعدش رفته باشد..
اما یادش مانا است.
تولد شیرزاد عزیز مبارک..روح نازنینش شاد..
دلت آرام باشد همیشه و عزیزان و دوستان ات سلامت باشند.
ممنون
خدا روحشان را قرین رحمت و آرامش کند
یاد و خاطرشون همیشه برای همه زنده می مونه ...
سلام...
این پست اگر های شیرزاد رو دفه 5ام هست که می خونم...با دقققت..
بی نظیر کمه براش...
بی نظیر کمه برات....خوش به حالش که همچین رفیقی داره.....روحش شاد...دل مریمش آرووووم
ممنون
روحشون شاد
باااااااااااااااااااااازم ازت ممنونم که به یادشی
همیشه به یادشی
بازم ازت ممنونم کیامهر
ایشالا همیشه زنده باشی و سایه ت بالای سر خونواده ت باشه
سرحال و سلامت
از همه ممنونم...
ممنون مریم جان
روح شیرزاد عزیزم شاد
روحشون شاد
امروز توی ادامه فامیلی یکی از همکارام
'گوراب' رو دیدم...یادشیرزاد عزیزافتادم
بلافاصله از ایشون پیگیری کردم دیدم
اهل همون روستا هستن...صبح بود
که واسه همکارام تعریف میکردم...
دوماهی میشه سرخاکشون نرفتم
متاسفانه...دل مریم عزیزش شاد
و یاد شیرزاد عزیز گرامی.........
تولدت مبارک شیرزاد خان جان...
یاحق...
به گمونم با رفتن آدمایی مثل شیرزاد عزیز کمر روزگار و دنیا می شکنه. تولدش مبارک و روحش آرومترین روحها.
یاد اون روزها افتادم...
زاردوزش جاویدان