X
تبلیغات
شیکسون

روز مادر

جمعه 21 فروردین 1394 ساعت 01:07


روز مادر به همه مادرهای عزیز مبارک

مخصوصا مامان ناهید نازنینم که تقریبا بیست و پنج روز میشه که ندیدمش و دلم براش حسابی تنگ شده .

و مهربان همسرم که تا چند وقت دیگه قراره مادر بودن رو برای بار دوم تجربه کنه

و همه خانوم ها و مادرهای نازنینی که لطف دارند و به خونه مجازی من سر میزنن


 

هیس ! حاجی ها فریاد نمی زنند

پنج‌شنبه 20 فروردین 1394 ساعت 13:50

در اخبار آمده است : دو زائر نوجوان ایرانی هنگام بازگشت از سفر حج در فرودگاه جده عربستان مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند . از جزئیات حادثه خبر موثقی در دست نیست اما تایید وزارت امور خارجه پای این خبر نشان از صحت آن دارد .


بعضی ها خونشان به جوش آمده

بعضی ها ناراحت شده اند

و خیلی ها هم اهمیتی به ماجرا نمی دهند


اینکه جمع کثیری از مردم کشور ما ارقام هنگفتی برای خرید فیش حج تمتع و عمره می پردازند و سالها آرزوی رفتن به خانه خدا را دارند ارتباطی به من ندارد  . اعتقادات مذهبی و سلایق اشخاص به خودشان مربوط است و قابل احترام . در ضمن رفتن به حج از فروع دین ماست و نباید کسی را از انجام آن نهی کرد .

اینکه ما دشمن بزرگی در منطقه داریم به نام عربستان که همه تلاشش را برای نابودی و منزوی کردنمان می کند و از شانس بد، خانه خدا هم در همین کشور قرار دارد به خیلی ها ربطی ندارد و جمع کثیری از مردم ما بی توجه به این کینه ها و عنادها بی توجه به این دشمنی ها و بد اخلاقی ها و بدرفتاری ها آرزوی زیارت خانه خدا را دارند و آنها که سعادت این سفر معنوی نصیبشان شده آرزو دارند باز هم به سرزمین وحی مشرف بشوند .


قبلا هم در این باره با هم صحبت کرده بودیم و شک ندارم که طرح دوباره موضوع فایده ای ندارد .

بحثم چیز دیگریست .

می خواهم بگویم که شبکه های گسترده اجتماعی هر بدی که داشته باشد یک نکته مثبت هم در آن هست . اینکه دیگر نمی شود حتی کوچکترین اخبار را از مردم پنهان کرد .


رئیس مرکز پزشکی حج و زیارت هلال احمر که منبع اصلی این خبر بوده در ابتدا منکر ماجرا می شود و داستان را تکذیب می کند اما با گسترش خبر در شبکه های اجتماعی وزارت خارجه موضوع را تایید می نماید که شاید بی ارتباط به مناقشات ایران و عربستان در یمن نباشد و اگر در زمان دیگری غیر از حالا (که ما با عربستانی ها تا مرز درگیری نظامی پیش  رفته ایم ) ماموران فرودگاه به زائران ایرانی تجاوز می کردند شاید خیلی دیپلماتیک از کنار ماجرا رد می شدیم دقیقا مثل همین حادثه دو سال پیش که یک دیپلمات عربستانی در حال مستی با یکی از هموطنان ما تصادف کرد و او را کشت و ما مراتب ناراحتی خودمان را به آنها اعلام کردیم و آنها هم مراتب تاسفشان را به ما ابراز کردند و دیپلماتشان خوش و خرم برگشت ریاض تا برود یک کشور دیگر دیپلماتی کند .


سال 1367 آمریکایی ها یک هواپیمای ایرباس ایران را بر فراز خلیج فارس هدف قرار داده  و 290 ایرانی جان خود را از دست دادند . هر سال در سالروز این حادثه تلخ تمام شبکه های خبری این حادثه تلخ را یادآوری می کنند و ما سالهاست که مرگ بر آمریکا می گوییم .

سال 1366 و در حین انجام فرایض حج سعودی ها به زائران ایرانی حمله کردند و 275 ایرانی را کشتند و صدها نفر معلول و مجروح شدند . تا به حال در اخبار چیزی از این داستان شنیده اید ؟ تا به حال کسی مرگ بر عربستان گفته است ؟


یعنی خون ایرانی های عازم دوبی در سال 67 از خون حجاج خانه خدا در سال 66 رنگین تر بوده که ما آمریکا را هیچ وقت به خاطر این گناه بزرگ نمی بخشیم ولی سعودی ها را حلال کردیم ؟ حلال کردیم که توی خانه خدا به ما فحش بدهند و ما را مجوس بخوانند و بعد هم توی گیت بازرسی فرودگاهشان ما را لخت کنند و نسبت به ما "اقدام شبه تجاوز" انجام بدهند ؟


اجازه بدهید من سکوت کنم تا وادار به سکوت نشده ام .


فقط به عنوان سخن آخر یک جمله خطاب به دوستان دلواپس و همیشه در صحنه

شما که به هر بهانه ای از دیوار سفارتخانه کشورهای استعمارگر و کافر بالا می روید

سفارت عربستان در خیابان فرشته تهران واقع شده است .

خواستم مطلع باشید ...



رویای شیرین قبل از خواب

چهارشنبه 19 فروردین 1394 ساعت 00:48



یادم هست وقتی کوچیک بودم سال های متمادی یک رویای شیرین قبل از خواب داشتم به نام اتاق اسباب بازی . یه اتاق پر از لگو های رنگارنگ که البته ما بهش می گفتیم خونه سازی . همیشه قبل از خواب وقتی ترس و وحشت به سراغم میومد پناه می بردم به رویای شیرین اتاق پر از اسباب بازی و همیشه هم جواب می گرفتم و زود خوابم می برد .

شروع می کردم به تصور اسباب بازی های رنگارنگ و قشنگ که آرزوی داشتن اونا رو داشتم . از آدم آهنی گرفته تا هواپیما و ماشین کنترلی و با این تصورات شیرین خوابم می برد .


بزرگتر که شدم این رویا جای خودش رو داد به رویای شیرین تنهایی در یک قنادی بزرگ . به این ترتیب که برم و یک گوشه مغازه قایم بشم و وقتی کرکره شیرینی فروشی رو پایین کشیدند از پناهگاهم بیرون بیام و شروع کنم به ناخونک زدن به نون خامه ای ها و کیک های شکلاتی و انقدر شیرینی بخورم تا خود صبح . رویای شیرینی بود . واقعا شیرین

البته فکری برای فرار از اون قنادی هم نداشتم چون همیشه وسط خوردن نون خامه ای ها خوابم می برد و کارم به صبح و بالا کشیدن کرکره نمی رسید .


سالهای نوجوانی هم که با رویاهای عاشقانه مخصوص به خودش طی شد


و حالا مدتیه که بعد از سالها دوباره یک رویای شیرین قبل از خواب پیدا کردم . البته اگر بشه گفت شیرین . شاید یکی دو هفته باشه که کشفش کردم . اسمش رو گذاشتم sniper dream


هر وقت که بیخواب میشم یا فکرهای آزاردهنده قبل از خواب به سراغم میاد پناه می برم به این رویا . تصور می کنم یک تک تیرانداز ماهر هستم با یک تفنگ دوربین دار فوق پیشرفته که روی پشت بوم یک برج بلند دراز کشیدم و با دقت و مهارت توی مخ داعشی ها تیر خالی می کنم .

کشتن داعشی ها برام مثل شمردن گوسفند قبل از خواب میمونه

معمولا با کشتن داعشی ششم یا هفتم خوابم می بره .


البته ناگفته نمونه که همین الان و به محض اتمام نوشتن این پست  ، با مقایسه رویای شیرین قبل از خوابم طی این سه دهه کمی برای خودم نگران شدم .



فاتحه و صلوات

سه‌شنبه 18 فروردین 1394 ساعت 18:26

دوست عزیز و نازنینم فرشته که همیشه حضور پر از محبتش توی کامنتها مایه دلگرمی من بود متاسفانه در غم از دست دادن پدر بزرگوارش داغدار شده است . در روزهای پر از شور و شوق نوروز یک راننده بی وجدان که ننگ دارم نام انسان رویش بگذارم با پدر فرشته تصادف کرده و فرار کرده است . 

از صمیم قلب به دوست عزیزم فرشته تسلیت عرض می کنم و امیدوارم خداوند به او و خانواده محترمش صبر بدهد .

نرگس عزیز یکی از دوستان وبلاگی برای شادی روح آن بزرگوار یک پست ختم قرآن گذاشته است . اگر فرصتش را داشتید سر بزنید و برای آن عزیز فاتحه ای قرائت بفرمایید .

فکر می کنم این کمترین کاری باشد که از دست ما ساخته است .


ممنونم ...




( تعداد کل: 1437 )
   1       2       3       4       5       ...       360    >>