-
خانوم چورک
یکشنبه 20 فروردین 1391 21:36
قبلا خدمتتان در مورد آقای بوفالو صحبت کرده بودم . پیرمرد قد کوتاه قصاب که شبیه مرحوم کسبیان است و عادت دارد مثل مگس دست هایش را به هم بمالد و پروسه چرخ کردن و فروش گوشت را انقدر لفت می دهد که خریدن گوشت یکی از معضلات خانه ما شده است . فروشنده مربوطه را آقای بوفالو نام گذاری کرده بودیم چون در سوپرگوشت بوفالو کار می کند...
-
ساختمان اقاقیا - واحد شماره ۲ : مرتضی و سمیه
شنبه 19 فروردین 1391 21:43
گلدان چینی به همراه چهار شاخه گل داخلش چرخید و چرخید و به سمت صورت سمیه رفت که اگر در آخرین لحظه سرش را ندزدیده بود کارش تمام بود . گلدان با شدت به دیوار پشت سر سمیه خورد و جا در جا هزار تکه شد و صدای مهیبی برخاست . یک لحظه سکوت بین هر دو طرف برقرار شد . مرتضی در حالیکه از شدت عصبانیت نفس نفس می زد به سمیه نگاه کرد و...
-
مواظب تورم شتر باشید
شنبه 19 فروردین 1391 12:40
نمیدونم تا چه حد از افزایش نرخ دیه اطلاع دارید . آقایان در قوه قضائیه درست شب عید نرخ دیه رو برای بار دوم در سال ۹۰ افزایش دادند و این قانون از روز اول فروردین ۹۱ داره اجرا میشه . یعنی اگر ماشین دارید باید هرچه سریعتر به نمایندگی های بیمه مراجعه کنید و برای بیمه نامه قبلیتون الحاقیه بزنید . توجه داشته باشید که خرداد...
-
جانوری به نام رادین
جمعه 18 فروردین 1391 22:41
اگر خاطرتان باشد روز عید قربان سال ۸۹ ٬ رادین پسر خواهرم نرگس به دنیا آمد . من همانروز اسمش را گذاشتم ببعی و البته خیلی ها گفتند کار خوبی نیست روی این بچه اسم جانور بگذاری ولی پیش بینی من درست از آب در آمد و رادین در حال حاضر عملا یک جانور شده است البته از نوع بامزه و خوردنی ... تا همین چند هفته پیش بود که داشت چهار...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 فروردین 1391 21:04
شماره یک : امان از انعکاس صداها دیشب نشسته بودیم پای کامپیوتر و در عوالم خودمان بودیم که یکهو گلاب به رویتان یک فین بلند کردیم در همین حین مهربان جیغ بلندی کشید و از آن اتاق دوید به سمت من و با گریه گفت : یه مرد توی دستشویی ماست . یک آن قلبمان آمد توی دهنمان . گفتم : کی ؟ گفت : نمیدونم گفتم : از کجا فهمیدی ؟ گفت :...
-
روز بدون نت
چهارشنبه 16 فروردین 1391 22:39
چند شب پیش تلوزیون یک برنامه علمی نشان می داد در خصوص مضرات استفاده از تکنولوژی . خب مسلم است که ابزار و آلاتی که بشر اختراع کرده هدفی جز راحتی و رفاه او نداشته است ولی خب هر روز می شنویم که استفاده از فلان وسیله هزار و یک مشکل و ضرر جانی و روحی دارد . توی این برنامه یک آقای محققی وارد یک خانه شد و کلیه وسایل برقی و...
-
ساختمان اقاقیا - واحد شماره ۱ : آقا ابراهیم کلاته ای
سهشنبه 15 فروردین 1391 22:09
آقا ابراهیم کلاته ای همانطور که از فامیلش پیداست از اهالی کلاته بود . آدمهایی که کمی اطلاعات جغرافیایی دارند وقتی اسمش را می شنیدند فکر می کردند که اهل کلات نادری خراسان است اما آقا ابراهیم خیلی اصرار داشت که بگوید اهل کلاته سادات بالاست که روستایی است در نزدیکی داورزن سبزوار و برخلاف تصور ٬ اصلا هم با داورزنی ها...
-
ساختمان اقاقیا - طبقه همکف
سهشنبه 15 فروردین 1391 13:24
ساختمان اقاقیا یک آپارتمان چند طبقه است وسط شهر هر طبقه ساکنینی دارد که هر کدام از این ساکنین داستانی دارند داستان هایی گاهی مجزا از یکدیگر و گاهی مرتبط با هم از گذشته و حال و آینده تلخ و شیرین و ملس گاهی ترسناک و وهم آلود و گاهی عشقولانه و احساس برانگیز خیلی وقت بود که دوست داشتم یک مجموعه داستان جدی بنویسم از آدم ها...
-
اللهم اشفی کل مریض
دوشنبه 14 فروردین 1391 23:23
اولین روز جدی کاری توی شرکت با فین فین و آبریزش بینی آغاز شد و به همین احوال خاتمه یافت . یک ماه بود که صبح ها که بیدار می شدم گلو درد شدید داشتم وسط های عید با مهربان رفتیم دکتر یک بچه دکتر بود که بیشتر شبیه مکانیک ها می ماند و داشت با موبایلش در مورد پمپ روغن و پیستون و یاتاقان صحبت می کرد . پرسید : سابقه آلرژی داری...
-
با سبزی کوچولو خداحافظی نکن
یکشنبه 13 فروردین 1391 23:15
سفره هفت سین جمع شده و سبزه کوچولوی آن افتاد توی سطل آشغال تتمه آجیل و شیرینی و میوه با بی تفاوتی خورده می شود یا بذل و بخشش باید روال خوابیدن و پا شدنمان را دوباره از نو کنیم . زود بخوابیم و زود بیدار شویم باید برای یک ماراتن سیصد و چند روزه آماده شویم چه بخواهیم و چه نخواهیم نوروز برای ایرانی ها یک نقطه عطف است...
-
کورش تمدن
یکشنبه 13 فروردین 1391 00:26
یکی از بعدازظهر های تابستان نوجوانی بود . چهار تا آجر برداشتیم و گذاشتیم دو طرف خیابان و با قدم اندازه دو دروازه را یکی کردیم .موقع یار کشی که رسید آیدین دست پسرک لاغر را گرفت و آورد وسط خیابان و گفت : این همسایه جدید ماست . توی تیم ... بازی می کرده و اینطوری بود که کورش تمدن همبازی ما شد و بعد هم رفیق شفیق و صمیمی من...
-
دو سال پیش در چنین روزی
جمعه 11 فروردین 1391 18:17
سفر مرا به باغ پنج سالگیم برد ... موضوع انشاء: خاطرات سفر نوروزی خود را توصیف کنید . - امسال هم رفتیم سفر . حاصل تجربهء یک سفر تکراری به یه جای تکراری(فقط ٨٠% اش البته تکراری بود ) اینکه : هیچ جای دنیا ارزش دوبار سفر کردن رو نداره بجز وطن آدم . اگه با کسی جایی رو برای دومین بار رفتی و به همون اندازهء بار اول بهت خوش...
-
رادیو جوگیریات ۳
چهارشنبه 9 فروردین 1391 20:25
همانطور که قول داده بودم سومین شماره رادیو جوگیریات با عنوان ترانه های درخواستی ساخته شد . رادیو جوگیریات شماره یک را می توانید از اینجا و رادیو جوگیریات شماره ۲ را از اینجا دانلود کنید .حجم فایل تا حد امکان کم شد و ممکن است بعضی قسمت های فایل کیفت چندان مطلوبی نداشته باشد . ضمن عرض معذرت از دوستانی که به علت کمبود...
-
ترانه های درخواستی
سهشنبه 8 فروردین 1391 22:19
یادش به خیر ... آنوقت ها که از سی دی و دی وی دی و ماهواره و ام پی تری پلیر و واکمن و اینترنت خبری نبود ضبط های دو کاسته خدایی می کردند و نوار های کاست قدیمی مثل گنج ارزش داشتند . پدرم زیاد اهل موسیقی نبود . نه اینکه خشکه مذهب باشد و نفیمان کند از موسیقی نه خودش زیاد حال نمی کرد با ترانه و خواننده ها توی ضبط ماشینش چند...
-
خیلی دور... خیلی نزدیک...
سهشنبه 8 فروردین 1391 10:43
آقا بابک داشت خواب بد می دید که از خواب پرید ... نه مثل فیلم ها که طرف صورتش عرق کرده و درحالیکه ناله خفیف می کند و سرش را اینور و آنور می کند یکهو فریاد می کشد و نیم خیز می شود ٬ نه همانطور که خواب می دید بدون اینکه داد بزند یکهو چشمش را باز کرد و از شدت ضربان قلب خودش تعجب کرد . در یخچال را که باز کرد هنوز داشت نفس...
-
اولین روز کاری سال
دوشنبه 7 فروردین 1391 23:46
اولین روز کاری شرکت ٬ شکسته بسته به اتمام رسید . سوت و کور عینهو ایستگاههای متروکه من و حبیب باقالی که او هم فردا نیست که یک بند حرف بزند تا حوصله ما سر نرود و اتفاقات عجیبی که در همین روز اول افتاد نشانه های بدی بود شبیه سقوط یک امپراطوری بزرگ به همان تلخی و به همان بد یمنی تحریم ها دارند کار خودشان را می کنند یک...
-
حس سعدی افشار بودن
دوشنبه 7 فروردین 1391 03:27
حس می کنم یک عصر نیمه تاریک زمستانی ایستاده ام روی سن یک تاتر متروکه که روزگاری بزرگترین و شلوغ ترین تاتر لاله زار بوده است در حالیکه صورتم سیاه است و یک لباس جیغ قرمز پوشیده ام و یک دایره زنگی به دست دارم قر می دهم . در بین خالی صندلی ها چند نفر نشسته اند و تماشایم می کنند و از لطیفه های قدیمی و بی مزه ام خنده شان...
-
گارسیا
جمعه 4 فروردین 1391 15:23
به دلیل اعتصاب کارمندان تولدانه و ترک محل کارشان به خاطر دریافت نکردن حقوق چند ماه و به خاطر عدم دسترسی به بخش مدیریت تولدانه و به خاطر سفر به اماکن متبرکه ناچار شدیم پست تولدانه رو اینجا آپ کنیم ... تولدت مبارک گارسیا
-
میهمان گرچه عزیز است ...
پنجشنبه 3 فروردین 1391 17:54
پلان اول - پارک جنگلی : ماشین نیروی انتظامی داشت به آرامی پیچ جاده جنگلی را بالا می رفت که یکهو چشم یکی از سربازها خورد به یک رنوی زردرنگ که به طرز مشکوکی بین درختها پارک شده بود . مورد را با بی سیم به کلانتری اطلاع دادند و شماره پلاک رنو را استعلام کردند که سرقتی نبود . با احتیاط و به آرامی ماشین را در نزدیکی سوژه...
-
سال تحویل ها
پنجشنبه 3 فروردین 1391 00:48
امروز داشتم به این فکر می کردم که خاطره انگیز ترین سال تحویلم کی بوده است یاد خیلی از سال تحویل ها افتادم آن سالی که قبل از سال تحویل رفتیم خانه عمه ام و بابا و شوهر عمه نشستند به تخته نرد و ما هرچه التماس می کردیم که برویم و برویم آنها حرفمان را گوش ندادند و بازی کردند آخر سر ٬لحظه سال تحویل به جای اینکه خانه مادر...
-
بعضی حادثه ها توی کادر جا نمی شوند
سهشنبه 1 فروردین 1391 21:25
میز کوچک پذیرایی خانه مامان را می گذارم کنار جا کفشی کوچک چوبی دوربین را از توی کیفش بیرون می آورم و می گذارم روی میز بابا ٬ مامان و مهربان و سفره هفت سین توی کادر هستند دکمه دوربین را تنظیم می کنم روی گزینه فیلمبرداری دو دقیقه بیشتر نمانده تا سال تحویل من و مهربان و سفره هفت سین و بابا و مامان باید توی کادر باشیم...
-
نوروز پیروز
دوشنبه 29 اسفند 1390 23:17
این آخرین پستی است که در سال ۹۰ نوشته می شود . سال ۹۰ با همه بدی هایش یادش به خیر ... خدا کند بعدها پشت سر ما هم همین را بگویند که با همه بدی هایش یادش به خیر این هم سفره هفت سین مهربان بانو هدیه ها مال خواهر زاده های من و مهربان است انقدر امشب خیابان ها شلوغ پلوغ بود که نرسیدیم میوه و شیرینی بخریم قرار بود سین هفتم...
-
ماجرای من و رادیو نمایش
دوشنبه 29 اسفند 1390 16:11
ماجرا از آنجا شروع شد که بعد از شماره دو رادیو جوگیریات دوستان انقدر از ما تعریف کردند و هندوانه زیر بغلمان گذاشتند که راستی راستی باورمان شد هنرمند هستیم . یکروز توی شرکت داشتیم با حاج کاظم حرف می زدیم که حاجی گفت بیا بریم رادیو تست صدا بدیم . ما هم که از خدا خواسته قبول کردیم . یک سرچی توی اینترنت کردیم تا رسیدیم به...
-
سورپرایز
یکشنبه 28 اسفند 1390 21:59
بدون هیچ توضیح و تفسیری باید خدمت شما عزیزان عرض کنم که فردا دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۱۵ موج اف ام ردیف ۵/۱۰۷ مگا هرتز رادیو نمایش - مسابقه سلام نمایش می توانید هنرنمایی بنده را بشنوید .... البته بصورت آنلاین از این آدرس نیز می توانید این برنامه را بشنوید . توضیحات بیشتر در مورد این برنامه رادیویی بماند برای فردا...
-
بهترین عیدی
یکشنبه 28 اسفند 1390 12:36
گاهی کلمه ها توانایی بیان احساس آدم را ندارند . چند تا از دوستان خیلی خیلی عزیزم محبت کردند و یک هدیه دوست داشتنی به من دادند بهترین هدیه ای که توی این سه سال وبلاگ نویسی گرفتم و تا عمر دارم محبتشان را فراموش نخواهم کرد . اینجا را ببینید ... مرسی فرزانه مرسی دنیز مرسی جزیره مرسی آذرنوش مرسی رها مرسی صالی مرسی گل گیسو...
-
نفهمیدم
شنبه 27 اسفند 1390 22:07
خانوم صدری خیلی در برابر علی مقاومت کرد اما علی انقدر اصرار کرد و اصرار کرد که مجبور شد . ته دلش دوست داشت علی برود دختر سیما دختر خاله اش را بگیرد که اسمش چی بود ؟ یادم نیست . نیلو ؟ یا نیلوفر ؟ مهم نیست حالا دوست داشت همین دختره نیلوفر بشود عروس سومش چون قبلا سعید و رضا را زن داده بود آن هم توی فامیل . دوست داشت...
-
تبریک صوتی نوروز
جمعه 26 اسفند 1390 22:03
اگر خاطرتان باشد پارسال همین موقع ها توی این پست بود که زنگ زدیم به چند تا از دوستان و تبریک عید گفتنشان را ضبط کردیم . امسال بعضی دوستان متاسفانه و بعضی هم خوشبختانه توی این فهرست نبودند . در عوض یک عالمه دوست خوب جدید پیدا کردیم که امسال صدایشان را خواهید شنید . این پست تقدیم می شود به دوست خوب و داداش کوچولوی عزیزم...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 26 اسفند 1390 17:23
امشب تبریک صوتی نوروزی دوستان مرا خواهید شنید ...
-
درگذشتگان سال ۹۰
پنجشنبه 25 اسفند 1390 20:53
سال ۱۳۹۰ سال خوبی نبود . بدی ها و تلخی هایش به خوبی ها و شیرینی هایش می چربید . حالا که در آستانه سال ۹۱ هستیم هیچ آرزویی بهتر از سلامتی و شادی نمی توان داشت . آرزو کنیم که سال پیش رو تلخی هایش کمرنگ باشد و خوشی هایش بی نهایت ... برای همه در گذشتگان امسال آرزوی مغفرت و بخشایش از درگاه باریتعالی داریم و امید که سال...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 اسفند 1390 11:25
دوستم کاسپر (بابک) بازی عکس سفره هفت سین را راه انداخته است ... اینجا را ببینید ...