-
بهمن ماه
دوشنبه 1 اسفند 1390 22:23
سلام و عرض ادب به رسم معهود و عادت مالوف قرار است بهترین پست های بهمن ماه ۹۰ را انتخاب کنیم . دوستان عزیز لطف کنند و اگر پست خاصی مد نظرشان هست که در بهمن امسال خوانده اند و به دلشان نشسته لینکش را بگذارند اینجا به امید خدا فردا شب از بین لینک های شما و پست هایی که خودم یادم مانده ده تا از خوب خوب هایش را دستچین می...
-
یک رب مانده
یکشنبه 30 بهمن 1390 00:31
پنج وبلاگ نویس عزیز گرد هم آمده و وبلاگی گروهی مهیا کرده اند هرچند افتخار آشنایی با همه آنها را ندارم اما دو تا از نویسندگان این وبلاگ گروهی رفقای جانم هستند بهروز و محمد جعفری نژاد بیشتر از اینکه دوست باشند و رفیق ٬ برادران مجازی من هستند - و از این به بعد به همراه سه دوست دیگر در یک رب مانده می نویسند ... جعفری نژاد...
-
فقط توی مستطیل سبز هنوز مثل انسان نگاهمان می کنند
شنبه 29 بهمن 1390 13:11
بیست و یکسال پیش تیم فوتبال استقلال برای اولین بار بعد از انقلاب در یک رویداد ورزشی برون مرزی شرکت می کرد . مسابقات قهرمانی باشگاه های آسیا حریف استقلال در این بازی تیم السد قطر بود ... نکته جالب بازی این بود که السد از حضور دو بازیکن ایرانی یعنی ابراهیم قاسمپور و مجید نامجو مطلق سود می برد . بازی رفت در منامه قطر با...
-
دهانت را می بویند
جمعه 28 بهمن 1390 21:59
درد می کنه چی درد می کنه ؟ چی نه کجا خب کجات درد می کنه ؟ اینجام دلت ؟ اون دلم نه ... این دلم پس دو دلی ؟ آره دودل هم هستم ولی اذیتم نمی کنه ... الان این دلم درد می کنه دلت ؟ نبات داغ بخور ... اون دلم که نه ... این دلم درد می کنه خب نبات داغ بخور یا عرق نعنا احمق ! این دلم ... قلبم درد می کنه آها ... برو نوار قلب بگیر...
-
شاید امشب آخرین شب باشه
پنجشنبه 27 بهمن 1390 21:04
امشب مهمون داریم مهمون هایی که برای اولین بار دارن میان خونه ما نمیدونم چرا مدام یاد شیرزاد می افتم اولین و آخرین شبی که میهمان ما بود ... کاش می شد آدم آخرین ها رو بدونه کاش می شد اون شب می دونستیم که آخرین باریه که همدیگر رو می بینیم اولین ها رو آدم می دونه ولی آخرین بار رو هیچ وقت نمیشه حدس زد مثل آخرین باری که...
-
بوی باران
پنجشنبه 27 بهمن 1390 15:58
هوا هوای برف است برف دوست داشتنی فصل زمستان فصل محبوب من است باقی فصل ها را هم دوست دارم اما زمستان را بیشتر حتی بیشتر از بهار و تازگی جهان بیشتر از تابستان و گرمی روزهای بلندش و بیشتر از پاییز ٬فصل زاده شدنم ... من روزهایی را که دل آسمان می گیرد دوست دارم روزهایی که خورشید استراحت می کند و ابرها جولان می دهند شبهای...
-
توصیه های ایمنی را جدی نگیرید ...
چهارشنبه 26 بهمن 1390 22:04
به نظرت می فهمن ؟ فکر نمی کنم ... از کجا می خوان متوجه بشن ؟ نمیدونم . از این دوربینا که همه چیو ضبط می کنه دوربین کجا بود وسط این بیابون ؟ ماشین چی ؟ اگه کسی شماره پلاک رو برداشته باشه چی ؟ هیشکی اونجا نبود خیالت راحت من خیلی می ترسم محسن ... اگه بگیرنمون چی ؟ بندازنمون زندان ... اعدام کنن؟ واسه تصادف کسیو اعدام نمی...
-
کتاب صوتی ٬ ترکیدن روشنک ٬ دایورتیشن دکتر و پست حمید
چهارشنبه 26 بهمن 1390 14:52
۱. یکی از دوستان وبلاگی به نام آقا حسام ایده جالبی دارند . ایشان تصمیم گرفته اند تا کتاب شازده کوچولو را بصورت صوتی منتشر نمایند . مشارکت دوستان به این ترتیب است که تشریف می برید اینجا و فایل داستان شازده کوچولو را دانلود می کنید و یکی از صفحات را انتخاب کرده و می خوانید و فایل را برای حسام می فرستید . حواستون باشه که...
-
یک پست سه اپیزودی تمام گوشت بدون چربی اضافه
سهشنبه 25 بهمن 1390 23:12
اپیزود اول همسایه ای داشتیم که اصالتا آذری بودند . چهار تا دختر داشت که دو تایشان با دوتا خواهر های من دوست بودند . این همسایه ما که اسمش را می گذاریم آقای سین مرد ساده و خوبی بود . این بنده خدا یکروز می رود قصابی و گویا اوضاع اقتصادی اش همچین روبراه نبوده است . می خواسته یک کیلو گوشت چرخ کرده بخرد ولی رویش نمی شده ....
-
semi world
دوشنبه 24 بهمن 1390 21:42
سلام... صدای مرا از هتل سبز کارون دلیجان می شنوید . البته این دلیجان با این دلی جان فرق دارد ( آیکون من چقده بامزه ام ) با یک اینترنت نیم بند در خدمتتان هستیم . زود بگید سوغاتی چی می خواید چون داریم برمی گردیم ... عکس های سفر را در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید .
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 بهمن 1390 15:12
یک * ظهر برگشتم خانه تا وسایلم را جمع و جور کنم یک شبکه خبری تلوزیونی انگلیسی زبان که من حتی شرمم می آید از آوردن نامش داشت کلیپ بادیگارد را نشان می داد . ربطش دادم به ولن*تاین ... به هر حال این ترانه یکی از عاشقانه ترین ترانه هاست اما بعد که تصاویر ضبط شده توسط هلی کوپتر و انبوه جمعیت و ماشین پلیس های آژیر کشان را...
-
برای عرض تسلیت
شنبه 22 بهمن 1390 22:14
دوست عزیز و گرانقدرمان لژیونلا در غم از دست دادن پدر عزیزشان عزادار هستند . پرچم این خانه مدتی به حالت نیمه افراشته در اهتزاز می ماند . - ما رو در غم بزرگتون شریک بدونید خانوم دکتر لطفا برای شادی روح این بزرگوار فاتحه ای قرائت کنید ...
-
دوئل(تیراژه)
جمعه 21 بهمن 1390 21:59
نشسته است پشت میز. لیوان نسکافه رو میگذارد کنار لپ تاپ و وبلاگش را باز میکند. آخرین کامنتها را برانداز میکند و میرود داخل مدیریت وبلاگش. یوزر و پسوورد و ..ناگهان کسی از آن طرف مونیتور می گوید "هی..تو کی هستی؟!" خشکش میزند. با تعجب میگوید" تو کی هستی؟" آن یک نفر با لودگی میگوید" من؟ من منم دیگه...
-
وبلاگ قبلی من(تیراژه)
پنجشنبه 20 بهمن 1390 22:08
اوائل اردیبهشت سال 86 بود. مستاصل از چه کنم چه کنم های یک بچه کنکوری نشسته بودم در دفتر مشاور آموزشگاه. آقای "م" کلافه از "نمیدانم" های من یک کاغذ و خودکار گذاشت روی میز و گفت "هر چی تو اون کله ات میگذره رو بنویس این رو" .به قول دل آرام من و کاغذ بر و بر همدیگه رو نگاه میکردیم و حس...
-
سزارین(تیراژه)
چهارشنبه 19 بهمن 1390 22:11
این پست احتمالا فقط شامل حال بلاگرها میشه همانطور که این عنوان فقط شامل حال خانم ها! دکمه ی انتشار را میزنی و چیزی که نوشته ای ناگهان متولد میشود. تولد اینجا یعنی در معرض عموم قرار گرفتن. وگرنه میتوان در دفتر شعر یا خاطرات چیزهایی نوشت و بعدا ها در خلوت خواند یا منتشر کرد. میشه نویسنده ی ستون پاورقی روزنامه بود ولی...
-
اجاره نشین ها..نقاب های روی میز ..و شام آخر؟!!(تیراژه)
سهشنبه 18 بهمن 1390 23:36
زن و مرد بازیگر روی صحنه پشت یک میز چوبی/ _ بانو! نقابت شکسته.لازم نیست کاری اش کنی؟ _ نه. نقاب که شکست دیگر بازی جایز نیست.بازیگر است و نقابش. _آره.......چقدر سکوت است.. _سکوت؟! نه دیادیا. کم کم پیدایشان میشود.تماشاچی ها مهمان همیشگی این خانه هستند. حالا چند روزی خیمه شب بازی ای بود اما مهمان ها همیشه هستند. _ دیشب...
-
خیلی ممنون ...
سهشنبه 18 بهمن 1390 13:39
کلا این چند روز احوالات جسمی و روحی ما درست و درمان نیست . دیشب ساعت ۱۰:۳۰ خوابیدیم . تشکر می کنم از دوست نگرانی که ساعت ۱۲:۳۰ اس ام اس فرستادند و اطلاع دادند که توی کامنت ها اتفاقاتی افتاده است . تا صبح بد خواب شدیم و الان هم به زور چشممان را باز نگه می داریم . دوست عزیزم ! تا صبح داشتم به جان شما دعا می کردم . واقعا...
-
اشک ها و لبخند ها(پرسیسکی وراچ)
دوشنبه 17 بهمن 1390 22:00
پلان اول... فضای سیاه . سیاه سیاه. تاجایی که چشم نای دیدن نداره و ناگهان ..گریه نوزاد تازه متولد شده و لبخند زنی که تازه مادر شده. لبخند ها رو دوست دارم . حتی لبخندی که در نگاه باشد و یا قهقه ای که اشک از گوشه چشم کسی جاری کند. و اشک...همچون اشک مادری که منتظر خنده ی فرزند نو رسیده است. پلان دوم... غروب یک روز سرد...
-
یا قاضی القضات(تیراژه)
یکشنبه 16 بهمن 1390 22:23
- چند روز پیش برای کاری رفته بودم کافینت. یه کافینت تنگ و کوچک با یک عالمه سیستم و البته و آدمهای پشت سیستم! مدام برای چک کردن پرینت ها و احیانا گم و گور نشدنشان باید از پشت سیستمم بلند میشدم و میرفتم سراغ مسئول کافینت. سیستم ها را ردیف به ردیف چیده بودند و با یک صفحه ی چوبی میز ها از هم جدا میشد. سیستم ها روبروی هم...
-
من یا فاخته ؟ مساله این است ؟!(تیراژه)
شنبه 15 بهمن 1390 21:33
- شنبه خسته کننده ای بود ... درسته که یک کم شیطنت کردم و در غیاب مستاجر سرکی هم به اینجا کشیدم ولی سر و کله زدن با کارهای شرکت و چه کنم چه کنم های فروش سالی از یک طرف و درگیری های خرید عید و خانه تکانی از طرفی دیگر کلافه ام کرده بود . قبول کنید که دیگر رمقی برای آدم نمی ماند. امروز به کورش زنگ زدم برای چاق سلامتی ....
-
علائم حیاطی
شنبه 15 بهمن 1390 13:42
تصور کنید توی یک شهر غریب ٬ سه تا بچه کوچک که با فاصله دو سال بعد از هم بدنیا آمده اند یکروز دیوانه بشوند و شروع کنند مادرشان را اذیت کنند . انقدر نق بزنند و شیطنت کنند و دیوانه بازی در بیاورند که مادرشان مستاصل بشود و مخش دیگر کار نکند . بابای بچه ها هم که صبح می رود سر کار و دیر وقت بر می گردد . مادر بیچاره تنها...
-
یالله
جمعه 14 بهمن 1390 21:47
- احتمالا بعضی از دوستان خبر دارند اما کسانی که بی خبرند خبردار باشند که به مدت یک هفته اسباب و وسایلمان را جمع می کنیم و از این خانه می رویم . کلید جوگیریات را سپرده ایم دست یک دوستی که یک هفته قرار است اینجا به جای ما بنویسد . بر خلاف دفعه قبل اینبار هیچ توضیحی در مورد ایشان نخواهیم داد . اینکه کیست چه کاره است و...
-
شینالفنونسین
پنجشنبه 13 بهمن 1390 21:56
بعضی آدمها اعتقادی به شانس ندارند یعنی موفقیت های بزرگ را زائیده تلاش و پشتکار و شکست های دردناک را ناشی از اشتباهات و انتخاب های غلط آدمها می دانند . در طرف مقابل بعضی شدیدا به نقش پررنگ شانس در زندگی ایمان دارند . به عقیده آنها همای سعادت بر دوش هر کسی بنشیند زندگانی اش متحول می شود و اگر از کسی روی برگرداند هیچگاه...
-
۱۳۱ - دربی - سیبیل آتشین
پنجشنبه 13 بهمن 1390 11:55
اول آگهی فروش سالی جان مرا به یاد ماشین های بابایم انداخت . این جمع بستن البته به این معنی نیست که بابا جان چند تا ماشین دارد یا داشته ... نه ! منظورم ماشین هایی است که در طول این سی و دو سال آشناییمان دیده ام که خریده سوار شده و فروخته است . اولین ماشین بابا یک پیکان جوانان سبز رنگ بود تا جایی که یادم می آید البته نه...
-
هوا دلپذیر شد ...
چهارشنبه 12 بهمن 1390 13:07
روابط عمومی وبلاگ جوگیریات لحظاتی پیش برنامه های خود را در دهه مبارک فجر به شرح زیر اعلام نمود : ۱- وبلاگ جوگیریات از تاریخ شنبه ۱۵ بهمن الی ۲۱ بهمن به مدت یک هفته اجاره داده می شود . مذاکرات موجر و مستاجر نهایی شده و پیش پرداخت نیز پرداخت گردیده است . توضیحات کامل در خصوص این موضوع متعاقبا به اطلاع ملت شهید پرور...
-
حمل بار و توهمات ساعت چهار
چهارشنبه 12 بهمن 1390 00:05
چشم هایم داشت گرم خواب میشد که احساس کردم صدای پچ پچی از راه پله می آید . - فکر کردم وهم و خیال است - اما پچ پچ بیشتر و بیشتر می شد . - - غلتی زدم و سعی کردم دوباره بخوابم اما صدای پچ پچ بیشتر و واضح تر می شد - گوشم را تیز کردم تا بشنوم - صدای یک مرد و زن بود که داشتند آرام با هم نجوا می کردند . - همینکه بلند شدم صدا...
-
یه عالمه ۱۱
سهشنبه 11 بهمن 1390 11:11
- اصولا از این آدمهایی که پست خالی می نویسند بعد پاکش می کنند تا اسمشان توی لینکدونی گودری بیاید بالا متنفرم . اما امروز خودم اینکار را کردم . چرا ؟ برای اینکه ... برای اینکه می خواستم بدانم ساعت کامپیوتر شرکت درست هست یا نه ؟ چرا ؟ چونکه ... چونکه ساعت به روز شدن این پست خیلی برایم مهم بود ؟ چرا ؟ به خاطر اینکه ......
-
لعنت به این نیازمندی ها
دوشنبه 10 بهمن 1390 21:30
- نمی دونم تا حالا توی نیازمندی های همشهری آگهی دادید یا نه ؟ رسما پدر و مادر آدم می آید جلوی چشمش عصر که آگهی دادم به خیالم تا صبح که روزنامه بیاید توی کیوسک ٬کسی زنگ نخواهد زد . بعد از مدت ها دیشب زود خواستیم بخوابیم . زود منظورم قبل از ۱۲ شب است ها ... ساعت ۱۲:۴۵ هنوز چشمهایم گرم نشده بود که گوشی زنگ خورد داشتیم با...
-
لطفا این پست را نخوانید ...
یکشنبه 9 بهمن 1390 21:41
اول اینکه : ******** تعداد دانلود فایل های مصاحبه با محسن باقرلو در پست قبل نشان می دهد که فایل بخش اول از باقی فایل ها بیشتر دانلود شده است . دلیل آن هم احتمالا یکی از سه حالت زیر است : ۱- دوستان پس از گوش دادن به فایل اول از ادامه دانلود مصاحبه منصرف شده اند . ۲- پس از دانلود فایل اول اکانت اینترنتشان تمام شده است ....
-
مصاحبه با محسن باقرلو
شنبه 8 بهمن 1390 21:28
اگر خاطرتان باشد محسن باقرلو دقیقا یکسال پیش یعنی بهمن ماه ۱۳۸۹ مصاحبه ای با من کرد که اینجا و اینجا مشروح این گزارش را خواندید . توی این یکسال دنبال فرصتی می گشتم تا من هم مصاحبه ای با محسن داشته باشم که هیچ وقت فرصتش پیش نمی آمد . تا اینکه دوشنبه هفته پیش شبی که میهمان خانه ایشان بودیم بالاخره این اتفاق افتاد . دوست...