-
جمع، آدم را گرگ می کند شاید هم گوه
شنبه 8 بهمن 1390 15:42
این دستگاه کپی شرکت ما با من لج است . بلا استثناء هر بار که می روم پیشش کاغذ ندارد . فرفی نمی کند یک برگ کپی بخواهم یا ۱۰ تا ، هیچ وقت کاغذ ندارد ... بعد من باید برگردم و کاغذ بردارم و بروم بگذارم تویش و کپی بگیرم طوری که دیگر برایم عادت شده که هر وقت می خواهم کپی بگیرم ۱۰ تا کاغذ A4 با خودم می برم و دو تا برگه کپی می...
-
حکایت آن تراول ۵۰ هزار تومانی
جمعه 7 بهمن 1390 21:12
دیروز عصر مجلس ختم برادر رئیسمان بودیم . اینجور وقتها آدم به مرگ بیشتر فکر می کند البته خیلی موقتی از مسجد که بیرون آمدیم همه چیز تمام شد یادم رفت از عابر بانک پول بگیرم . مهربان رفته بود خانه پدرش . زنگ زدم که برگشتنی برایم پول بگیرد . تمام دیشب وقتی داشتم پست های تاپ ۱۰ را می خواندم مدام چشمم می افتاد به پول ها یک...
-
دی ماه
پنجشنبه 6 بهمن 1390 21:28
ده پست خوبی که دی ماه امسال خواندم : ۱- مادر فولاد زره ۲- عادت نمی کنیم ٬ تغییر می کنیم ۳- از هر جاده ای که بگذرم به تو می رسم ۴- سرزمین یتیم ۵- کم و کسر ۶- ۱۹۸ ۷- دیلمانی شدم وسط کسالت حرفهات ۸- آقای پدر ۹- ۲۹۶ ۱۰- حدیث
-
رفیق رفقا ؟ بله
پنجشنبه 6 بهمن 1390 10:50
به لطف خدا این وبلاگ هر روز دوستان جدیدی پیدا می کند . بنابراین گفتن بعضی چیزها که به نظر توضیح واضحات است گاهی لازم به نظر می آید چون ممکن است برخی دوستان جدید اطلاع نداشته باشند . تاپ ۱۰ یک پست کاملا سلیقه ای است . یعنی بنده ده تا پستی را که به نظرم از همه پست هایی که در طول ماه خوانده ام بهتر هستند انتخاب می کنم و...
-
اوشین یا ...
چهارشنبه 5 بهمن 1390 13:33
شاید شما یادتان نباشد اما من خوب یادم هست یکروز صبح قبل از مدرسه داشتیم صبحانه می خوردیم و رادیو هم روشن بود موضوع برای اواخر دهه شصت است . آن زمان که تلوزیون یک سریال ژاپنی به نام اوشین نشان می داد و اوشین قهرمان این ملت بود و در حد پرستش دوستش داشتند عکسش روی جامدادی ها و لواشک ها و پاک کن و تراش و تی شرت و ... بود...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 4 بهمن 1390 20:00
اول از همه عزیزانی که از رادیو جوگیریات استقبال کردند متشکرم . نمی دانید کامنتهای شما چقدر انرژی مثبت داشت و لذت بخش بود خواندنش . محبت شما انگیزه بود برای ادامه این رادیو در آینده نزدیک انشاء الله دوم اولین کسی که برای رادیو فایل صوتی فرستاد جزیره عزیز بود اما حواس پرتی من مانع شد که از فایلش استفاده کنم . اینجا از...
-
شماره ۲
یکشنبه 2 بهمن 1390 22:00
- انصافا آماده کردن این رادیو خیلی سخت بود و مطمئنا ایراداتی هم دارد . پیشنهاد می کنم ورژن شماره سه رادیو که حجمش کمتر از بقیه است و کیفیتش افتضاح دانلود نفرمایید . در مجموع انتقاداتی که از رادیو شماره یک داشتید خیلی کمک کرد تا این شماره از رادیو ایرادات کمتری داشته باشد . بنابراین لطف بفرمایید و هر نقطه ضعفی که به...
-
خبر فوری
یکشنبه 2 بهمن 1390 16:54
امشب دومین شماره از رادیو جوگیریات منتشر می شود . امیدوارم لذت ببرید ... طراح پوستر : بهروز
-
شرلوک هولمز
شنبه 1 بهمن 1390 22:49
-۰ دکتر واتسن با صدای بلند گفت : گوش بده هولمز ! نظرت راجع به این چیه ؟ ویلیام اسنایدر میلیونر بعد از ماه ها غیبت دیروز به طرز عجیبی در یک آپارتمان کوچک در محله های بدنام لندن شناسایی شد در حالی که حافظه خود را از دست داده بود . شرلوک هولمز در حالیکه چشمانش را بسته بود پک عمیقی به پیپش زد و گفت : ساده است واتسن ......
-
جوجه اردک هایی که مزه فسنجان می دادند
جمعه 30 دی 1390 19:53
بابا که از در بزرگ آهنی خانه وارد شد ٬ من و مریم و نرگس طبق معمول دویدیم توی حیاط رفت و صندوق عقب ماشین را باز کرد و یک کارتن بزرگ را از آن بیرون آورد . می دونید این تو چیه ؟ سگه ؟ نه ... گربه ؟ نه ... خوراکی ؟ نه ... پس چیه ؟ و یکهو چهار تا اردک دیدیم توی کارتن یکی سفید بود و شبیه غاز ٬ یکی مثل مرغابی ها با رنگ سبز...
-
فراخوان دوم رادیو جوگیریات
چهارشنبه 28 دی 1390 22:50
اگر شماره اول رادیو جوگیریات را گوش داده باشید حتما شنیدید که عبارت رادیو جوگیریات چندین و چند بار تکرار شد و برخی از دوستان ایراد گرفتند که تکرار این واژه برای یک رادیوی ده - پونزده دقیقه ای محلی از اعراب ندارد . شاید اگر شما داخل ماشینتان نشسته باشید و یک موج رادیویی را بگیرید و به آن گوش بدهید منطقی باشد که گوینده...
-
کورش تمدن
چهارشنبه 28 دی 1390 00:58
بخش اول مصاحبه با کورش تمدن بخش دوم مصاحبه با کورش تمدن بخش سوم نکته جالبی داشت . با گوشی شماره یکی از بچه ها رو گرفتم و اون شخص شروع کرد از کورش تمدن سوال پرسیدن . کورش نمی دونست داره با کی صحبت می کنه و از سوالات هم اطلاعی نداشت ولی انصافا حاضر جواب بود و خوب پاسخ داد . بخش سوم : مصاحبه کورش با یک خانم ناشناس
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 دی 1390 13:45
امشب کورش تمدن مهمان خانه ماست و من قصد دارم با او مصاحبه کنم . هرچیزی که در مورد کورش تمدن می خواهید بدانید بگویید تا امشب از او بپرسم ...
-
فراخوان رادیو جوگیریات
دوشنبه 26 دی 1390 22:26
اگر خاطرتان باشد اولین شماره رادیو جوگیریات اردیبهشت امسال و به مناسبت هفتادویکمین سالگرد تاسیس رادیو در ایران اینجا منتشر شد . خیلی عجله ای و با کمترین امکانات سر و تهش هم آمد و اشکالات زیادی هم داشت . هزار و یک مشکل و مساله دست به دست هم دادند که هیچ وقت شماره دو رادیو جوگیریات کلید نخورد . اما بعد از فایل صوتی یکی...
-
i am a blackboard
یکشنبه 25 دی 1390 22:59
بابا خیلی اصرار داشت که من انگلیسی یاد بگیرم این بود که از بچگی می رفتم کلاس زبان این برای بچه های الان که حتی قبل از یک - دو - سه خودمان وان - تو - تیری یاد می گیرند و قبل از الف ب پ فارسی ٬ ای بی سی دی را از بر می کنند شاید خیلی عجیب نباشد اما بیست سال پیش هر کسی این کار را نمی کرد . بابا خودش دبیر ادبیات بود عشقش...
-
مصاحبه
یکشنبه 25 دی 1390 16:14
بی اغراق باید بگویم جمع و جور کردن یک مصاحبه خیلی سخت تر از راه انداختن یک بازی وبلاگی یا نوشتن یک داستان یا خاطره بازی و روز نوشت است . ولی در مجموع مصاحبه( کردن و شدن ) کار لذت بخشی است ... چند وقتی بود که دوست داشتم یک پست مصاحبه ای داشته باشیم حالا شما هم بیایید و مشاوره بدهید ... دوست دارید مصاحبه شونده بعدی...
-
پنجشنبه ای گذشت ...
یکشنبه 25 دی 1390 00:50
چند هفته ای هست که اعتبار گواهینامه ام تمام شده یکی دو روز مانده بود به اتمامش که رفتم پلیس +۱۰ پنجشنبه دو هفته پیش بود بر خلاف انتظارم خیلی خلوت بود و چند نفری هم خیلی متمدنانه نشسته بودند روی نیمکت ها رفتم جلو و فیش های واریزی و کارت ملی و گواهینامه را نشان دادم گفتند سیستم قطع است کی درست میشه ؟ معلوم نیست ......
-
گزمه های شب بیدار از دزد بدتر
جمعه 23 دی 1390 13:19
ساعت ۳شب بود که با صدای وحشتناک چند تا ماشین و آدم حواسم به بیرون خونه جلب شد اومدم توی بالکن و دیدم سه تا نیسان آبی رنگ توی تاریکی ایستادن توی بیابونی جلوی خونه همه چیز عجیب و غریب بود توی هر کدوم دو سه تا آدم گردن کلفت نشسته بودند توی تاریکی چهره هیچکدوم قابل تشخیص نبود یکی از نیسان ها دنده عقب اومد و خورد به دیوار...
-
ساری گلین ( عروس زرد )
پنجشنبه 22 دی 1390 20:33
ساری گلین یعنی عروس زرد یا عروس موطلایی که در افسانههای آذربایجان اشاره به خورشید است . این ترانه یکی از قدیمی ترین ترانه های فولکولور آذربایجان و ارمنستان است . + منبع دانلود ترانه ساری گلین با تنظیم استاد علیزاده و هنرمندی استاد کاسپاریان متن ترکی ترانه : *********** ساچین اوجون هؤرمزلر؛ گولو سولو (قونچا) درمزلر...
-
لامصصب همه چیزش شیرین تر بود
چهارشنبه 21 دی 1390 22:49
- امروز صبح که داشتیم با مهربان از خانه بیرون می رفتیم مهربان چای دم کرده بود و با عجله چای و شیرینی خوردیم . پای سیب شیرینی خوشمزه ایست انصافا وقتی تازه باشد خیلی می چسبد مخصوصا با چای داغ . لذت کشف یک برگه سیب لای آن همه کیک اسفنجی که زیر دندان قرچ قرچ کند و کاغذ ته شیرینی که آدم را یاد کاغدهای خوشمزه کیک یزدی می...
-
شوخی طالقانی
چهارشنبه 21 دی 1390 12:39
شرح و توضیح کامل بلایی که بر سر حبیب باقالی آمد ...
-
اندر حواشی فاخته نوشت ها
سهشنبه 20 دی 1390 22:02
- راستش را بخواهید ایده فاخته نوشت ها از خیلی قبل توی ذهنم بود اما هیچ وقت فرصت انجامش نمی شد . چند ماه پیش یکروز به میثا گفتم که همچین فکری دارم و میثا هم همانجا از من قول گرفت که اولین فاخته نوشت را باید توی شازده کوچولو بنویسم و همان موقع هم کلید در خانه مجازیش را سخاوتمندانه سپرد به من ... وقتی اولین داستان رو توی...
-
شماره چهار
دوشنبه 19 دی 1390 22:07
دیشب نزدیک دو ساعت مشغول ضبط صدا بودم . منصوره توی صندلی داغ نوشته بود وقتی پستهای یک وبلاگ را می خواند صدای نویسنده آن را تصور می کند . من هم دیدم ایده بدی نیست که داستان دچار تا نشوی را به صورت صوتی اجرا کنم . القصه ٬ بعد از دو ساعت میکس و تنظیم و ضبط صدا آخرش کاشف به عمل آمد که نرم افزار مورد نظر تقلبی است و همه...
-
شماره سه
یکشنبه 18 دی 1390 22:24
آقا مجید از دوستان خوب وبلاگی و هم رشته ای بنده هستند . دوستی وبلاگی ما امسال تبدیل شد به صحبت تلفنی و شانس آن را داشتم تا در سفر قم زیارتشان کنم . چند ماه پیش حین صحبت تلفنی وقتی گفت مسافر تو راهی دارند گل از گلم شکفت و از مجید قول گرفتم به محض تولد گل پسرش خبرم کند و امروز صبح مجید زنگ زد و گفت که بابا شده است . من...
-
شماره دو
شنبه 17 دی 1390 21:50
فاخته نوشت شماره دو ***************** نام داستان : سوار ستاره ها می شد تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۳دی ماه سال ۱۳۹۰ منتشر شده در : وبلاگ رویاهای یک زندگی واقعی - همه نگرانی های من از اون شب زمستونی شروع شد که امیر علی توی خواب جیغ کشید فکر کنم ساعت سه - چهار صبح بود سینا که اصلا نفهمید اصلا این مرد وقتی می خوابه دنیا رو...
-
شماره یک
جمعه 16 دی 1390 21:39
فاخته یا کوکو نام یک پرنده است . این پرنده به جای اینکه برای خودش آشیانه بسازد از غفلت دیگر پرندگان استفاده کرده و در لانه آنها تخم گذاری می کند . بدین ترتیب زحمت نگهداری از تخم ها و بزرگ کردن جوجه هایش را به گردن دیگران می اندازد . جوجه ها که سر از تخم در می آورند توسط پرنده ای که مادرشان نیست تغذیه می شوند و سر و...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 دی 1390 21:36
یک ******** انگار دعاهای دیشب به آسمان رسیده است . هنوز دارد باران می بارد ... دو ******** کودک فهیم در اینجا روی صندلی داغ نشسته است . اگر سوالی دارید بپرسید . سه ******** آوای عزیز ٬ مخاطب بی وبلاگ جوگیریات در غم از دست دادن عمویش عزادار است . فاتحه ای برای روح ایشان بفرستید . چهار ******** تولدت مبارک دختر خاله پنج...
-
امشب دونه های بارون قرمز میشن
شنبه 10 دی 1390 21:54
امروز صبح انگار خون پاشیده بودند به آسمان یک وقتهایی فکر می کنم آدمهای این روزگار چقدر با آدمهای نسل های قبل متفاوتند چقدر نسبت به طبیعت و زمین و آسمان و ماه و خورشید بی تفاوتند . آخرین باری که به آسمان نگاه کرده ایم کی بوده است ؟ آخرین بار که خورشید را دید زده ایم ؟ گاهی فکر می کنم اگر رادیو وتلوزیون ننویسند که فلان...
-
یک دو سه
شنبه 10 دی 1390 09:14
یک : داریم حاضر می شویم که برویم مهمانی من موهایم را شانه می کنم و مهربان هم مشغول آرایش است توی آینه همدیگر را نگاه می کنیم . مهربان می پرسد : ریشت رو نمی زنی ؟ می گویم : نه حوصله ندارم ... اصلا ریش من چه مزاحمتی برای مهربان دارد ؟ مگه من به مدل مو و آرایش تو گیر می دهم که تو همیشه به ریش من گیر میدی ؟ اینها را توی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 9 دی 1390 21:49
اول اینکه همه سوال های صندلی داغ را توی کامنتهای پست قبل جواب دادم . فکر نمی کنم نیازی به نوشتن پست جدید باشد . دوم اینکه محسن باقرلو - منصوره مشیری - فرزانه - م.ح.م.د - آقای جعفری نژاد و فاطمه شمیم یار را دعوت می کنم که توی این بازی شرکت کنند . البته این بازی نیازی به دعوت ندارد هر کسی خودش بخواهد می تواند بازی کند ....