-
مرتضی احمدی
چهارشنبه 9 اسفند 1391 17:54
+ شماره یک + شماره دو عمرت دراز باد استاد مرتضی احمدی .
-
حدیث مکرر ...
سهشنبه 8 اسفند 1391 23:45
فردا انتخابات هیات رئیسه گروه های تخصصی سازمان نظام مهندسی استان تهران برگزار می شود . از چند روز قبل سیل پیامک های انتخاباتی است که هر چند دقیقه یکبار دریافت می کنم و اسم هایی که تا به حال نشنیده ام درخواست کمک و رای دارند . یک نمونه کوچک از اتفاقی که هر چند سال یکبار می افتد و کاندیداها با شعارهای بزرگ و حرفهای دهن...
-
ثلث اول
دوشنبه 7 اسفند 1391 22:08
+ قسمت اول ... درست از همان روز اول مدرسه بصیرت رقابت شدیدی بین من و یکی از دوستانم به نام B در جریان بود . این رقابت شدید ریشه در یک رقابت قدیمی داشت . من و B علاوه بر اینکه پنج سال ابتدایی را با هم همکلاسی بودیم هم محله و هم کوچه ای و همسایه هم بودیم. . . مادر B زن عجیبی بود . رک و راست حرف می زد و عیب دیگران را توی...
-
نه خسته ! سید ...
یکشنبه 6 اسفند 1391 22:59
امروز غروب برای بازدید و تست لوله کشی رفته بودم سر یک ساختمان توی تاریکی گرگ و میش هوا پله های نیمه ساخته ساختمان را به سختی فتح کردم و رسیدم به طبقه اول ساختمان لوله کش هنوز نیامده بود و من چند دقیقه ای باید منتظر می ماندم . توی آن تاریکی شاید عجیب و سخت بود شناسایی چهره یک همکلاسی قدیمی بنای افغانی ساختمان که دست و...
-
بصیرت
یکشنبه 6 اسفند 1391 00:00
هیچ وقت فلسفه نام مدرسه غیر انتفاعی را درک نکردم . انتفاع به معنی سود بردن است و غیر انتفاعی یعنی کاری که سودی به کسی نمی رساند و اینکه چرا مدارسی که از قِبَلِ آن سود کلان عاید برخی می شود و عده ای برای ورود به آن شهریه های آنچنانی می پردازند را غیر انتفاعی نامیده اند جای سوال دارد . اولین سالی که مدارس غیر انتفاعی...
-
روز مهندس
شنبه 5 اسفند 1391 10:08
یه روز یه مهندس برق و یه مهندس شیمی و یه مهندس عمران و یه مهندس کامپیوتر و یه مهندس مکانیک سوار یه ماشین بودن که ماشین خراب میشه . . مهندس شیمی میگه : فکر کنم عدد اکتان بنزینش پایینه و احتراق صورت نمی گیره . مهندس عمران میگه : آقا مشکل از جاده است . شیبش بیش از حد مجازه . مهندس برق میگه : مشکل برقی داره جانم . باتری...
-
زورگیری
چهارشنبه 2 اسفند 1391 21:50
یکی از همکاران تعریف می کند که چند هفته پیش وقتی توی ترافیک یکی از خیابان های تهران گیر کرده بوده است برای چند لحظه شیشه سمت شاگرد را پایین می دهد تا هوای ماشین عوض شود . در کسری از ثانیه یک موتور سوار با سرعت از کنار ماشینش رد می شود و دست می کند توی ماشین همکار ما و کیفش را بر می دارد و به طرفه العینی بین ماشین های...
-
شفیعی کدکنی
چهارشنبه 2 اسفند 1391 08:21
عمرت دراز باد استاد شفیعی کدکنی + این پست
-
پسته جان ! خنده تو اشک ما را در می آورد
دوشنبه 30 بهمن 1391 23:22
. اینروزها بحث روز مردم و مسئولین شده است قیمت پسته مردم کاسه چه کنم چه کنم به دست گرفته اند که چطور برای شب عید پسته کیلویی هفتاد هزارتومان بخریم و بعضی هم کلا خرید پسته را تحریم کرده اند . از آن طرف مسئولین خدمتگذار کمر خدمت بسته اند به پایین کشیدن قیمت پسته و قول داده اند که پسته را نهایتا کیلویی سی هزارتومان به...
-
داستان من و خانم کاف
یکشنبه 29 بهمن 1391 23:16
سال 84 درست همین روزها بود که خدمت سربازیم تمام شد . فروردین سال بعد از طریق یکی از آشنایان برای مصاحبه استخدام به یک شرکت راهسازی رفتم و بعد از یک ماه آموزش به عنوان مسئول ماشین آلات شرکت در یکی از کارگاه های جدیدش در خوزستان مشغول به کار شدم . چند ماهی کار کردم و به خاطر سختی کار و دور بودن از خانه و مهربان ( که آن...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 بهمن 1391 10:12
با عرض معذرت خدمت دوستانی که دیشب منتظر بودند فکر می کنم سوء تفاهمی پیش اومده ... عرض کردم پست بعدی ولی نگفته بودم دیشب . الان شک کردم و رفتم و پست قبلی رو خوندم . باور بفرمایید حرفی از زمان پست نزده بودم . به هرحال لابد من واضح صحبت نکرده بودم و عذرخواهی می کنم که منتظر موندید . ایشالا امشب می نویسمش ... قدیما وقتی...
-
خواب
شنبه 28 بهمن 1391 16:22
. همه ما عادت های خاصی برای خوابیدن داریم . از نوع و لباس و جای خوابیدن گرفته تا زمان خوابیدن و بیدار شدن و اتفاقات حین خواب همه ما روال و شیوه مخصوص خودمان راداریم . بعضی ها عادت دارند لخت بخوابند . یعنی اگر لباس تنشان باشد خوابشان نمی برد . بعضی ها تا صبح خودشان را لای پتو می پیچند و بعضی هزار بار هم که پتو رویشان...
-
ماموریت ... فرت
جمعه 27 بهمن 1391 23:22
سلام شما را نمی دانم اما من با شنیدن اسم بندر یاد سه تا چیز می افتم . لب بندر ٬ دختر بندری و سوسیس بندری جذابیت های دو مورد اول باعث شد که موقع ماموریت به بندر خیلی خوشحال باشم اما ماموریت ما طوری پیش رفت که از بین لب و دختر و سوسیس فقط سومیش نصیب ما شد . البته آدم باید نیمه پر لیوان رو ببیند و همیشه خدا را شاکر باشد...
-
امسالی چوچیک دی جیلیغ ویلیغ مینه
دوشنبه 23 بهمن 1391 20:50
امروز عصر رفتم پیش مامان ناهید برای خداحافظی ... هرچه زنگ زدم در را باز نکرد . به موبایلش زنگ زدم اما جواب نداد . تلفن خانه هم رفت روی پیغام گیر گفتم : سلام مامان جان ! آمدم نبودی ... . سوار ماشین شدم و راه افتادم که بین گرگ و میش ٬ سایه اش را دیدم با یک عالمه خرید که تاتی تاتی کنان دارد می آید و مرا نگاه می کند . توی...
-
من ... آقا صادق ... نخل های مردابی
یکشنبه 22 بهمن 1391 23:46
اسمش آقا صادق نیست اما من دوست دارم آقا صادق صدایش کنم . صادق از آن اسمهاییست که حس خوبی به آدم می دهد . فکر می کنم یک سالی باشد که استخدام شده مسئول فضای سبز شرکت است و بیست و چند سالی سن دارد . لباس کارش همان لباس کار مکانیک های ماست اما نه روغن موتور رویش شتک زده و نه بوی گازوئیل می دهد . لباس کار آقا صادق همیشه...
-
به سلامتی عروس و دوماد قربه الی الله
شنبه 21 بهمن 1391 10:25
ریسه لامپ های رنگی ، یکی در میان روشن و خاموش می شود و انگار دارند به ستاره ها چشمک می زنند . باد بین درختهای حیاط زوزه می کشد و همگام با آهنگ های شش و هشتی که صدایشان تا چند خانه اینور و آنور می رود گاهی قری می دهد و شاید او هم مثل همه لبخند روی لبش دارد . راستش من آدمی گوشه گیر و خجالتی هستم . هیچ وقت توی جشن های...
-
اورکا ... اورکا ...
جمعه 20 بهمن 1391 02:26
همین حالا از عروسی برگشتیم . پنجشنبه ها شرکت تعطیل است و عدل همین پنجشنبه که من یک عالمه کار داشتم کلاس آموزشی گذاشته بودند . از صبح بی درنگ و بلا انقطاع داشتم اینور و آنور می دویدم . کلاس که تمام شد جنگی خودم را رساندم خانه خواهرم که از دیروز کت و شلوارم را گذاشته بودم آنجا که مجبور نباشم تا خانه بروم و مثلا در وقتم...
-
تارگت رو زدن وای وای
چهارشنبه 18 بهمن 1391 10:40
بخش های مختلف شرکت ما همیشه آخرهای سال حسابی به تکاپو و جنب و جوش و فعالیت می افتند تا بتوانند پاداشی تپل بگیرند . روال کار اینطوری است که هر بخشی در ابتدای سال برای خود اهدافی پیش بینی می کند (که عموما اهدافی کمی هستند تا کیفی) و در گزارش انتهای سال بسته به اینکه چقدر به آن اهداف نزدیک شده باشند پاداش می گیرند . یک...
-
سهم من از بوس
سهشنبه 17 بهمن 1391 10:44
اینکه ما برای آینده هدف و برنامه داشته باشیم و تلاش و مضاعف کنیم خیلی خوب است و اینکه برای زندگی بهتر سرمایه گذاری مالی کنیم بسیار هم پسندیده است . اما اینکه برای گذران زندگی مجبور باشیم صبح تا شب دوندگی کنیم و شغل دوم و سوم داشته باشیم اصلا خوب نیست و اینکه به امید سود ٬ پول هایمان را در زمینه های مرسوم ( طلا و سکه و...
-
یه حلقه طلایی
دوشنبه 16 بهمن 1391 09:32
همکارم که به تازگی نامزد کرده است امروز صبح داشت از خرید های عروسی تعریف می کرد و با کلی ذوق و شوق می گفت که عیالش خیلی دختر خوب و قانعی است و قیمت طلاجات و سرویس طلایی که خریده نزدیک ۱۰ میلیون تومان شده است . از آنجا که بنده در مسائل اقتصادی کلا گاگول هستم با تعجب گفتم : ۱۰ میلیون تومن ؟ چقد گرون همکارم گفت : چی میگی...
-
خداحافظی
یکشنبه 15 بهمن 1391 15:55
هر شروعی یک تمام دارد و هر آغازی سرانجام به پایان می رسد . ساکنان دنیای مجازی هم درست مثل دنیای حقیقی فانی هستند و رفتنی چه بسا فانی تر و رفتنی تر ... اینجا هم هیچکس جاوید نیست و بالاخره یکروزی تمام می شود . آمدن به دنیای مجازی یک نمه فرق دارد . توی دنیای واقعی وقتی کسی بدنیا می آید مایه سرور و خوشی اطرافیان است و...
-
خزعبلات متوهمانه نیمه شب یک بلاگر بی سوژه
یکشنبه 15 بهمن 1391 01:40
وقتی وارد شرکت شدم به یکی از همکارانم سلام کردم ولی جوابم را نداد . خیلی تعجب کردم چون با هم هیچ مشکلی نداشتیم . نه اینکه بخواهد خودش را بگیرد یا سرسنگین باشد. انگار اصلا صدای مرا نشنید . همین که پشت میزم نشستم همکار بغلی که داشت با تلفن صحبت می کرد چشم دوخت توی چشمم . من هم لبخندی زدم و سری به نشانه ادب تکان دادم اما...
-
رادیو جوگیریات شماره شش
جمعه 13 بهمن 1391 19:31
ششمین شماره از رادیو جوگیریات به مدت تقریبا 33 دقیقه منتشر شد . لینک دانلود نسخه با کیفیت پایین رادیو رو هم گذاشتم تا شاید دوستانی که اینترنت پر سرعت ندارند در صورت تمایل دانلود کنند . امیدوارم از شنیدنش لذت ببرید ... . رادیو جوگیریات ---------------------------------- ( نسخه با کیفیت بالا ) . حجم فایل : 15.1 مگابایت...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 12 بهمن 1391 13:20
به امید خدا فردا شب دعوتید به شنیدن ششمین شماره از رادیو جوگیریات ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 بهمن 1391 13:27
اگر خاطرتون باشه چند وقت پیش یه نظرسنجی داشتیم در مورد انت*خاب *ات سال ۹۲ بد نیست بعد از یک ماه به نتایج این نظرسنجی نگاهی داشته باشیم :
-
آقا گلی ( قسمت دوم )
یکشنبه 8 بهمن 1391 23:16
قسمت اول و حالا ادامه ماجرا ... معاون شهردار روی نامه ام را پاراف کرد و به پلیس ساختمان دستور توقف کار داد . چند روزی منتظر تماس آقا گلی بودم . به خیالم بعد از توقف کارش توسط پلیس ساختمان زنگ می زد و به غلط کردن می افتاد . اما ماه ها گذشت و خبری نشد . تا اینکه اواسط تابستان یکروز آقا شهرام به من زنگ زد . انقدر از دست...
-
آقا گلی ( قسمت اول )
شنبه 7 بهمن 1391 23:12
آنروز گرم تابستان سال ۹۰ همان چند کلام صحبت اولیه آقا گلی و رفیقش آقا شهرام توی دفتر کافی بود تا خیالم راحت باشد که با دو انسان فهمیده و تحصیلکرده و با کمالات طرف هستم . آقا گلی دانشجوی دکترا بود و استاد دانشگاه و آقا شهرام فوق لیسانس حقوق و در سازمان زندانها مشغول به کار بود . . . مثل سایر مالکین برایشان توضیح دادم...
-
هفت رقمی
جمعه 6 بهمن 1391 22:05
بهمن ماه امسال چهل و چهارمین ماه وبلاگ نویسی من است و تقریبا دو سال و دو ماه است که اینجا توی بلاگ اسکای می نویسم . امروز تعداد بازدید های این وبلاگ از مرز یک میلیون بازدید گذشت و جوگیریات وارد باشگاه هفت رقمی ها شد . نمی خواهم این اتفاق را خیلی بزرگ کنم اما یک میلیون بازدید برای یک وبلاگ که معمولا رسانه ای کاملا شخصی...
-
تحریم ها برای بعضی ها واقعا بی تاثیر است
چهارشنبه 4 بهمن 1391 08:35
یکی از دوستان تعریف می کرد که پدرش چهار سال پیش عمل قلب داشته است . حالا و بعد از چهار سال باید مجددا عمل بشود . اصطلاح دقیقش را یادم نیست ولی همان که عوام می گویند یعنی باید باتری قلبش عوض بشود . یک عمل دیگر هم هست که یک بالون را می فرستند توی رگهای قلب . گویا این بالون یک فنر دارد که یکبار مصرف است . دوستم می گفت...
-
پراکنده نگاری
دوشنبه 2 بهمن 1391 23:36
شماره یک : کیامهر - خواهرزاده ام - دیروز با لحن شیرین و کودکانه می گفت : دایی ! همه چیز این دنیا رو خدا ساخته . همه چیزو ... آسمون و زمین و همه چیزو خودش تهنای تهنای ساخته فقط یه کم آقای نیوتن توی جاذبه کمکش کرده ... و من چهارشاخ با دهان باز نگاهش کردم که این حرفها را ازکجا یاد گرفته ؟ همچین می گفت آقای نیوتن که انگار...